#شب از سماجت #گرما تن از حرارت می لب از شکایت یکریز تشنگی پر بود میان تاریکی نسیم گرمی با من نفس نفس می زد و هردو با هم دنبال آب میگشتیم و در #سیاهی سیال خلوت دهلیز نهیب ظلمت ما را دوباره پس می زد هجوم باد دری را به سمت مطبخ بست و هرم وحشت ما رابه سوی ایوان راند میان ایوان چشمم به آب و ماه افتاد که آب جان را پیغام زندگی می داد و ماه شب را از روی شهر می تاراند به روی خوب تو می نوشم ای شکفته به مهر چون روزنی به رهایی همیشه روشن باش سیاهکاران را هان ای سپید سار بلند چون تیغ صبح به هر جا همیشه دشمن باش...{شعر «آب و ماه» اثر #فریدون#مشیری – دیوان از #خاموشی}
یادمون باشه که هیچکس رو #امیدوار نکنیم بعد یکدفعه #رهاش کنیم، چون #خرد میشه، #میشکنه، و آهسته #میمیره ... یادمون باشه که #قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا، کسی که به ما تکیه کرده سرش #درد نگیره... یادمون باشه #قولی رو که به کسی میدیم #عمل کنیم ... یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند #روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه #طاقت بیاره ... یادمون باشه اگه کسی #دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون #زندگیش رو ازش میگیریم ... یادمون باشه هر موقع خواستیم از کسی #جدا بشیم بهترین راه اینه که بهش بگی برای همیشه خدانگهدار، شاید طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشکنه ولی بهتر از اینه که #منتظر بمونه ..