به رسم کودکی ...
مرسیییییییییییییییییییییی...
میدونی از صبح تا حالا هیچی نخوردم ؟؟؟!!!!
یعنی دیروز که از یونی اومدم بیرون بهت گفتم رفتم با بچه ها غذا خوردیم تا الان که ساعت 6 عصره هیچی نخورده بودم ...
حالا بهترم ...
چهـ فرقیـ میکنه...
با همون چشمای گود افتاد و صدایی پر از بغض و چشمای گود افتاده هم میشود در اوج بود....
چرا همه باید بدونن من غم دارمـ؟
آینهـ رو با تمام قدرت بشکنـ تا صدای شکستنشـ
به همه بگوید هیـ ـ ـس...نالهـ نکن زندگی آنقدر ها هم بد نیس