Kimiya va
چـقدر سخته وقتی همه سراغ کسی رو ازت میگیرن که فقط تو میدونی که دیگـه نیست … سخت ترش وقتیه که مجبوری لبخند بزنی و بگی : خوبه !
Kimiya va
ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
Kimiya va
از خودم یه انباری ساختم با یه عالمه حرف های تلنبار شده ... کاش مثل قدیما بیای و بگی : "اگه حرفاتو به من نگی به کی بگی"
Kimiya va
بوسه هـ ـای مجازی هـــوس های سرد آغوش های خیالــی احساسات از جنس دکمه های کیبرد نسل من نسلی است که احساساتش پشت همین کابل سیم ها قربانی میکند !!!
Kimiya va
میگم چقدر بده این ملت عکس خودشونو پس از سالها میذارن...لامصب هرچی تصورات شیرین ذهنتو گند میزنن توش.خخخخخخخخخخ
Kimiya va
یه اخلاق خوبی که پشه ها دارن تک خوریه شما فک کن مث مورچه ها رفیق باز بودن لامصــب یه سوژه پیدا می کردن هشتصد تا از رفیقاشونو می کشوندن اونجا چه بلایی سرمون میومد اونوقت
Kimiya va
هـَنوز گآهے ... مـَرا به جـآن ِ تـُ قـَسمـ مے دهـند ؛ نـگـآه کـن ؛ هَـمـــه مے دانـند کـِ برایمـ هَـمیشـگے تـریــنے !

13 سال و 1 ماه و 20 روز و 1 ساعت و 7 دقيقه قبل

13 سال و 1 ماه و 20 روز و 1 ساعت و 6 دقيقه قبل



13 سال و 1 ماه و 20 روز و 1 ساعت و 2 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 20 روز و 1 ساعت قبل