Kimiya va
پرم از حس رسیدن به تو،من......پرم از این خالی.....باز،لبریز توام.....پرم از یاد تو و .......پرم از تنهایی...........
Kimiya va
یارو تو خیابون ماشین زده بهش پهن شده کف آسفالت، رفتم دستش رو بگیرم بلندش کنم از رو زمین، می گه «قربونت تو همین حالت یه عکس ازم بگیر می خوام بذارم تو [!] بوک!» خدایاااا چرا دنیا نابود نشد ؟!!
Kimiya va
میدونی خدا تو دنیات گاهی اوقات آدما به جایی می رسن که دلشون می خواد داد بزنن و بگن "بســـــــــــــــــــــــه دیگه نمی کشم" میدونی من به اونجا رسیدم صدای خورد شدنم رو حس می کنم اما عرضه ی فریــــــــــــــــــــــــــــــاد زدن ندارم شاید اگه داد بزنم سریع بیای ولی مثل آدمی شدم که می خواد داد بزنه و انگار یکی جلو دهنش رو گرفته واست نوشتم چون نتونستم داد بزنم حس بــــــــــــدی دارم تنهایی شکستن با وجود اینکه بدونی چند نفر دوست دارن خیلی بده اینکه فقط به خاطر اونا تحمل کنی و بازم مثل همیشه در جواب سوالاشون بگی خیلی خوبـــــــــــــــــم و بزنی زیر خنده تو دنیات ماسک زندگیت بهم چسبیده خدا
Kimiya va
سلامتیه اونایی که این روزاشون به تظاهر میگذره تظاهر به بی تفاوتی تظاهر به بی خیالی به شادی..به این که دیگه چیزی مهم نیست... ولی فقط خودشون میدونن چقدر سخت میگذره و این زهر تظاهر داره ذره ذره زجرکششون میکنه....
Kimiya va
به خود احترام می گذارم... یک چای داغ می ریزم، داخل زیباترین بشقاب خانه یک دانه شیرینی می گذارم، همراه یک آهنگ دلنشین به خود می گویم: " بفـــــــــرمایید! چایتان سرد نشود! " و از تمـــــــــــــــام تنهــــــــاییم لذت می برم!

13 سال و 2 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 46 دقيقه قبلsalam mr.ali
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 46 دقيقه قبلسلام.
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 44 دقيقه قبل

13 سال و 2 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 39 دقيقه قبلsalaaam mr mahaan.

13 سال و 2 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 37 دقيقه قبلsalaam mr.siyavash