Kimiya va
يني درک و شعوری که استامینوفن واسه تسکين درد آدم داره، بعضي آدما ندارن والا ..!
Kimiya va
مرد بودن به گریه نکردن نیست ! به گریه ننداختنه …
Kimiya va
vaghti sarma khodamo Alan sare kelase fizik mekanikam :-(
Kimiya va
دلگیرم از دنیآ و روزگآرش از بی کسی هآ و سکوت هآ! این منم که اینگونه خسته ام منی که همیشه خوب بودم و خندآن منی که خنده هآیم مثآلی بود به مثآل ضرب المثل! نمی توآنی بفهمی و البته عجیب هم نیست برآیم! چون “تـو”، “من” نیستی! پس لطفا قضآوتم نکن…
Kimiya va
با دلی ترک خورده و پاهایی خیالی راه ميروم هر دم صورت های ماسک زده شده هر دم حراج احساس هر يک به گونه اي اغواگر لبخند مي زنند به من اما... دیگر تن نميدهم به خواهش خناسان قیچی بیاورید اين جامه ي خریت به تن ما گشاد است دیگر نخ نما شده ...
Kimiya va
سلام روزگار... چه میکنی با نامردی مردمان.. من هم ..اگر بگذارند ... دارم خرده های دلم را... چسب میزنم... راستی این دل ... دل می شود ؟
chera
12 سال و 11 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 42 دقيقه قبل