Kimiya va
تو هم برو ... مبادا از آنهایی که مرا تنها گذاشتند جا بمانی ...
Kimiya va
می بخشم کسانی را که هرچه خواستند بامن ، بادلم و با احساسم کردند و مرا در دور دست خودم تنها گذاشتند اما از آنها سپاسگذارم که یادم دادند: چطور زندگی کردن را حتی اگر بهترین ها را از دست بدهم این زندگیست که بهترینهای دیگر را برایم میسازد یادم دادند: آنرا یخواهم که به التمـــاس آلوده نباشد ... حتی زندگی پروردگـــارا به من بیاموز در طول عمرم آهی نکشم برای کسانیکه دلـــم را شکستند
Kimiya va
اعتراف میکنم این روزا فراموشی گرفتم....
Kimiya va
برایت خواهم نوشت: از ابهام لحظه ها از تردید از حجم مرگ آور نبودنت از کسانی که رد میشوند و بوی تو را میدهند برایت خواهم نوشت: از حدیث تلخ بغضها تا ابد از قناعت به یک خاطره ، یک یاد از صبوری من و جای خالی تو ...
من اینجام حدیث
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 3 ساعت قبلزلفت به كليد اسرار گره !
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 3 ساعت قبل
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 2 ساعت و 59 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 2 ساعت و 57 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 2 ساعت و 57 دقيقه قبل