Kimiya va
یکی از شیرین ترین لحظه های دوران مدرسه این بود که ناظم یا معلم پرورشی سر زنگ ریاضی میومد در کلاس میگفت بچه های گروه سرود میتونن برن! یادش گرامی باد
Kimiya va
با دختری که میگه “میسیییی” به جای “مرسی” باید درجا قطع رابطه کرد چون تا بیای براش توضیح بدی که نگو “میسییی” بهت میگه “چلااااااا؟؟”
Kimiya va
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند ناچار گوشت بدن خود را میکند و به جوجه ها میداد زمستان تمام شد و جوجه ها زنده ماندند و کلاغ مرد جوجه ها گفتند خوب شد که مرد خسته شدیم از این غذای تکراری...