leila
خبرنگاري از جمالزاده پرسيد : نظرتان در باره صدر الدين الهي چيست ؟ جمالزاده جواب داد : من با امام موسي صدر آشنايي داشتم . و يک ساعت در باره امام موسي صدر صحبت ميکرد ...!
leila
همسر حميد مصدق -لاله خانم - روي در ورودي سالن خانه شان با خط درشت نوشته بود: حميد بيماري قلبي دارد . لطفا مراعات کنيد و بيرون از خانه سيگار بکشيد . خود حميد مصدق هم ميآمد بيرون سيگار ميکشيد و ميگفت : به احترام لاله خانم است ...!!!!!!!!
leila
نادر نادر پور در پاريس زندگي ميکرد . شبي در کافه اي مرد سياه پوستي از نادر پور يک " نخ " سيگار ميخواهد . نادر پور در عالم مستي لوطي گري اش گل ميکند و ميخواهد پاکت سيگارش را به او ببخشد . اما مرد سياه پوست فقط يک دانه سيگارميخواهد . از نادر پور اصرار و از طرف انکار . تا اينکه مرد سياه پوست از دست نادر پور ذله ميشود و با مشت ميخواباند زير چانه نادر پور .
نادر پور را که بيهوش شده بود مي برند بيمارستان . از بد حادثه دکتر بيمارستان هم سياه پوست بوده است . نادر پور وقتي بهوش ميآيد خيال ميکند همان سياه پوست است و دوباره غش ميکند ..!
leila
: انشاي حيوانات..................
leila
نه مرادم، نه مریدم، نه پیامم، نه کلامم، نه سلامم، نه علیکم، نه سپیدم، نه سیاهم ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
leila
آيا ميدانستيد که: پشه ها دندان دارند؟
leila
آيا ميدانستيد که: سوسکها تا 9 روز پس از، از دست دادن سرشان قادر به زنده ماندن هستند و تنها به اين دليل مي ميرند که نميتوانند چيزي بخورند؟
leila
به تو رسیدم در میان مهتاب ، مهتابی که در دریای دلم نقش بسته بود نگاهم میگذرد در میان امواج نورت ، میرسد به سرزمین چشمانت و به تو میدهد شور عشق را عشقی که در دلم، صدای بی صدای برق چشمانت را میشنود از راهی سبز میگذریم ، پلی نیست در میان راه ، دستهای هم را میگیرم و با بالهای محبت پرواز میکنیم پرواز به اوج همانجایی که باید رفت ، و نشست و از بالا دید دنیا را تا بگویم به تو، آنچه را که میبینی خود تویی! چشمانم مثل ستاره ایست خسته ، دلم انگار عمریست که به پای ساحل سبز دلت به انتظار نشسته میشنوی ؟ این صدای درد دلهای ماه و خورشید است ، در کنار هم نیستند اما دل ماه در دل خورشید شب راه دارد! دیگر به سکوت آن روز تاریک نمی اندیشم ، بیشتر چشم به آن رودی که در کوه دلت سرازیر است دوخته ام و میبینم چه زیباست عمق وجود تو! میگذریم و میگذریم تا برسیم از آنچه که گذشته ایم ! میرسیم و میدویم به سوی آنچه باید برسیم مینشینیم در زیر تک درختی و همانجا که نشسته ایم همدیگر را در میان هم میفشاریم ! آنقدر همدیگر را میفشاریم تا هیچ چیز از من و تو به جا نماند، جز عشق ! عشقی که اینک به رنگ مهتاب است و به پای سکوت شبها ن
leila
کامپيوترها به 4 دليل دخترند :
1.فقط خالقشون از منطقشون سر در مياره!
2.فقط خودشون زبون خودشون رو مي فهمن!
3.اگه يه كسي پا بندشون بشه بايد هرچي پول داره براشون لوازم جانبي بخره!
4.اگه يكم صبر مي كردي يكي بهترش گيرت مي اومد!

15 سال و 1 ماه و 18 روز و 4 ساعت و 37 دقيقه قبل