دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

leila
زن - متاهل
امتیاز: 2827.9

دنبال‌شدگان

(103 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

leila
leila

اگر می‌خواهید برای ایجاد آشتی در جهان، كاری انجام دهید، به خانه‌تان بروید و خانواده‌تان را دوست بدارید. ....مادر ترزا

leila
leila

خــــــدایـا . . . ! دیگر می ترسم از آدم هایی که عاشق نمی شوند ، ولـی عاشق کردن را خوب بـلد اند . . . !!!

leila
leila

تو می خواستی بشی سنگ صبورم تو شدی سنگ من هنوز صبورم

leila
leila

سوار اتوبوس شدم، رفتم تو، قسمت آقایون پیش یه آقایی نشستم و از خستگی خوابم برد، نزدیک مقصد دیدم زانوم درد میکنه فهمیدم آقایه کناری 3-2 بار با کیفش کوبیده تو پام تا بیدارم کنه چون میخواست پیاده بشه و من جلوش رو گرفته بودم، خیلی شاکی نگاش کردم، راننده هم بالا سرم بود. آقاهه گفت : ببخشید خانم 5 بار صداتون کردم نشنیدین، ترسیدیم. اعتراف میکنم برای اینکه ضایع نشم که مثل خرس خواب بودم وانمود کردم که کَر هستم و با زبون کر و لالی و طلبکارانه عصبانیتم رو نشون دادم، مرد بیچاره اینقدررررر ناراحت شده بود 10 دفعه با دست و ایما و اشاره از من معذرت خواهی میکرد!!

leila
leila

یک خبر خوشمزه برای کسایی که تهران هستن یا به تهران دسترسی دارن : سومین نمایشگاه نوشیدنی ها ، پنجمین نمایشگاه نان و دهمین نمایشگاه شیرینی و شکلات از فردا سه شنبه 22 تا جمعه 25 شهریور در محل دائمی نمایشگاه بین المللی تهران بزرگ برای بازدید عموم شروع بکار میکنه .پیشنهاد میکنیم اگر فرصت کردید حتما سر بزنید

leila
leila

شـمــا يـادتــون نـمــيــــــــاد... بچــــه كه بوديم...هميشه اداي آدم بـزرگـــارو در مياورديم يكي بابا ميشد...يكي مامان يكي خاله ميشد...يكي عمـو پســرا سيبيل ميذاشتـن ، اخــم ميكردن و صداشونو كلفــت ميكردن... دختـــرا يواشكـي آرايش ميكردن ، كفشاي پاشنه بلند مامانشون رو پاشون ميكردن و چــادر سرشون ميكردن... ولي حالا كه بـــــزرگ شديم...همـش تو خيالـه بچگــي دستو پا ميزنيم(مثلا خـودم كه پيــج هم زدم) زل ميزنيم به مانيتور و دنبال خـاطراتمون ميگـرديم و ميگيم... يـــادش بخيـــر... آآآآآه ميكشيم... بعضي وقتا لبخنــد رو لبامون ميشينه و با بعضي از خاطرات اشــكـــــــ تو چشامون جمـــع ميشه... راست ميگن زندگــي دو نيمــه س... آرزو...حســـــرت

leila
leila

غضنفر میخواسته از همسایشون نردبونشونو قرض بگیره, با خودش فکر میکنه, میگه, الان اگه برم بگم نردبونتونو بدین, شاید همسایه بگه, نردبونمون کوتاهه, یا بگه, نردبونمون شکسته, یا بگه نردبونمون دادیم قرض به یکی دیگه. خلاصه میره دم خونه همسایه در میزنه, یارو میاد دم در میگه: بله بفرمایین کاری داشتین؟ غضنفر میگه: برو بابا شما هم با این نردبونتون!

leila
leila

به پندار تو جهانم زیباست! جامه ام دیباست! دیده ام بیناست! زیانم گویاست! قفسم طلاست! به این ارزد كه دلم تنهاست؟

leila
leila

در سقوط هم می توان با شکوه سهمگین و پرصلابت بود . این را " آبشار " می گفت ...

leila
leila

بدترین حسرتی که در زندگی میخوریم از این نیست که چرا اعمال خطایی انجام داده ایم بلکه از این است که چرا اعمال درستی را برای کسی که لیاقتش را نداشت انجام داده ایم !!

leila
leila

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﭘﺲ ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺎﺭ ﺩﺷﻮﺍﺭﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﺑﺨﻨﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻏﻢ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺣﯿﻒ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﻭﻗﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﺷﻮﺩ ﻫﻤﺪﻡ ﻣﺎ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﻢ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺭﻧﺞ ﻭ ﻏﻢ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﮔﺬﺭﻧﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﻭﻓﺎﯼ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮﺳﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺸﻖ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺗﺎﺯﻩ ﮐﻨﯿﻢ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻗﻠﺐ ﺧﻮﺩ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﻨﯿﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺍﺳﺖ

leila
leila

"پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد. از او پرسید : آیا سردت نیست؟ نگهبان پیر گفت : چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم. پادشاه گفت : من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا را برایت بیاورند. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد. صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود: ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل می کنم اما وعده لباس گرم تو مرا از پای درآورد."

leila
leila

فرق بزرگی است میان آدمی که تنها مانده است با کسی که تنهایی را انتخاب کرده . . . !!

leila
leila

امروز تو خیابون به یه دختره که کالاسکه بچه دستش بود گفتم بچتونه؟گفت پ ن پ دلفین مونه کلی ضایع شدم

leila
leila

بزن باران من سفر کرده ای دارم که یادم رفت آب پشت پایش بریزم . . .