ツ liDa ツ
چه عدالت ِ جالبی ! من از <دل> مینویسم.. <تــو> با چشم میخوانی.. تازه اگــر بخوانی ...!!
ツ liDa ツ
دوست داشتی چشم نداشتی هیکل منو داشتی؟؟؟
ツ liDa ツ
باز باران با ترانه با گوهرهای فراوان! به روایت تصویر!!!
ツ liDa ツ
ڪـــآش ـگـُفتــﮧ بــودے ڪـــﮧ چِـقـَدر عـَوآرِض دآرَد טּـبودَنـَتــــــــــ ـقـَلبـــــ دَرد حـِس دَرد چـِشم دَرد فـِڪـر دَرد فـــــِڪـر دَرد ....
ツ liDa ツ
خانه بــاشـد طلبت ...!
شـــانه ی دوست کجــاست !؟
ツ liDa ツ
سیصد و شصت و پنجمین روزی است که نه نامه ای بسته شد به پای پرنده ای و نه پرنده ای نشست لب پنجره اتاقـــِـ زیر شیربانی ... نکند فراموشکار شده ای ... . . . دلم محکم چکی زیر گوشــِـ عقــل زد و گفت : زبانت را گاز بگیر ...
ツ liDa ツ
خوش به حال تو ... که خودت را راحت کردی............ یک خط کشیدی تنها .. آن هم روی من ..
ツ liDa ツ
ما که نفهمیدیم این آگهی ترحیم ماله کیه
ツ liDa ツ
چشمهای خیسم هنوز به همان راهیست که تو از آن رفتی ................مسخ شده ام به دنبال تو می گردم پس بازگرد
ツ liDa ツ
مي شود! مي شود نبود مي شود نديد اما.. نمي شود حس نکرد، درد نکشيد. . .
در دل گاهی هوس خونه میکنه (دست خود آدمم نیست )... اما در قلب نه
14 سال و 3 ماه و 28 روز و 3 ساعت و 49 دقيقه قبلاز قلبت بنویس تا همه چشم ها مجذوب گفتارت بشن

14 سال و 3 ماه و 28 روز و 3 ساعت و 48 دقيقه قبل