نمی دانم دوستش دارم یا نه؟! با هم قدم می زنیم با هم می خوابیم دلم که می گیرد آغوشش را باز می کند و بر گونه هایم بوسه می زند اما نمی دانم دوستش دارم یا نه؟!
دلت که می لرزید.........من با چشام دیدم.......تو ذل تابستون......چقد زمستونه.......هوا گرفته نبود........دلم گرفت اون شب.........به مادرم گفتم.........هنوز بارونه.......
کسی تولد مرا به خاطرش می آورد... برای خاک قلب من گل و شکوفه می خرد... کمی بزرگ می شوم دلم جوانه می زند... فقط دلم یواشکی تو را بهانه می کند... اگر چه با سرود و شعر دلم پر چکاوک است... خودت بگو بدون تو تولدم مبارک است...؟؟؟