دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

lloveely

با کسی نبودم و نمی خوام باشم ..... تو عشق ضربه ای خوردم که از جام نمیتونم پاشم حقارت دیدمو حقیر نم... درباره »
lloveely
مرد - مجرد
امتیاز: 130.65

دنبال‌شدگان

(195 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(93 کاربر)

گروه‌ها

(13 گروه)

بازدید

lloveely
lloveely

همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظات انسان توسط کسی ساخته می شود که شیرین ترین و شاد ترین لحظات را برای او ساخته است !!!

lloveely
lloveely

از جرم عشق گر پیش کسم راه نیست ، یا رب تو آگهی که محبت گناه نیست

lloveely
lloveely

بودنم را هیچ کسی باور نداشت ، هیچ کسی کاری به کار من نداشت ، بنویسید بعد مرگم روی سنگ با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ ، آنکه خوابیده در این گور سرد بودنش را هیچ کسی باور نکرد .

lloveely
lloveely

کره ای : هیچ چی مثل منتظر بودن واسه عشقت عذاب آور نیست---- آمریکایی : هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه ساندویچ گرم غذاب آور نیست------ یونانی : هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه دسته چک عذاب آور نیست -----انگلیسی : هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه مهمونی بزرگ عذاب آور نیست----- برزیلی : هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه مسابقه فوتبال توپ عذاب آور نیست -----ایرانی : انگار شما تا حالا با dialup کار نکردید!!!!!!

lloveely
lloveely

یارو حس شاعریش گل میکنه به زنش میگه : ای رنگ لبت قرمز / در قلب منی هرگز

lloveely
lloveely

ای همه وجود من ----- ای کسی که پا گذاشتی رو قلب من ---- ای کسی که درو بستی به روی من----درو باز کن دستم مونده لای در

lloveely
lloveely

تا حالا دقت کردین یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی… همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون تازه میفهمی چه غلطی کردی!

lloveely
lloveely

اي ستاره، اي ستاره ي غريب___! ما اگر ز خاطر خدا نرفته ايم__ پس چرا به داد ما نمي رسد__! ما صداي گريه مان به آسمان رسيد،__ از خدا چرا صدا نمي رسد؟

lloveely
lloveely

صدای سرد قلب من مثل صدای مُردنه___ مداد جادوییِ تو امید زنده موندنه___ نقش پرایِ بستمو،رو تن آسمون بکش___ رو دستای خشک کویر،قطره های بارون بکش___ کبوترِ نامه رسون،پر زد و رفت تو آسمون___ برای پیدا شدنش،تو دستام آب و دون بکش___ ماهی عشق من و تو،تو چنگ مُرداب اسیره___ اگه یه دریا نکشی،امروز و فردا میمیره___ اگه مترسک نکشی،کلاغِ شومِ مزرعه ____ گلهای آفتابگردونو رخمی و پرپر میکنه____ از غصشون خورشید خانوم با مزرعه قهر میکنه___ مزرعه تنها میمونه،برای خورشید خانومش شعرای غمگین میخونه____ با اون مداد جادوییت،واسه همه قناریها قفس هارو بی در بکش_____ واسه شبای بی کسی،سپیده و سحر بکش___ یادت نره مدادتو هرجا می ری جا نذاری____ بدون اون نمیتونی تو شب ستاره بکاری___ ...

lloveely
lloveely

از همه چیز سیر شدم بچه ها ... تو رویای با اون بودم پیر شدم... بچه ها حتی نمی تونم بگم بهش دوسش دارم ... درد داره ... درد خیلی بدی هم داره ... نمی دونم کسی درکم می کنه یا نه ... به خدا اگه کاری از دستم بر میومد می کردم .... ای خدااااااااااا .... به خدا اگه کاری می تونستم بکنم می کردم ...........................................................میارم ماه رو تو خونه ----- می گیرم باد رو نشونه ------ تمام خاک زمین رو ------ میشمرم دونه به دونه ----- اگه چشماش بگن آره ------ هیچ کدوم کاری نداره ........ بچه ها دعام کنین خواهش می کنم.. خواهش می کنم

lloveely
lloveely

بچه ها حالم از همه چی از همه کس گرفته ، آخ دلم ، آخ قلبم .... یه حسی دارم .. یه حس غریبی ... انگار بجز اون تو دنیا هیچ کس رو نمی تونم ببینم ... اما اون .... هه ... تو دنیا فقط من رو نمی بینه ..... چی کار کنم ... کاش .. یکی از کاش هام حقیقت می شد .... دلم گرفته ... دلم پره ... بچه ها هیچ کس رو ندارم حتی واسش گریه کنم .. درد و دل کنم ... هیچ کس رو ..... چه بی کسم من ... می دونم کسی نیست این نوشتم رو بخونه .... اما آخرین جایی هستش که می تونم درد و دل کنم ..حتی ...حتی .. حتی فقط برای خودم

lloveely
lloveely

به امید این روز .......................... دختر سر کوچه ... پسر داره رد میشه ... دختر : چه خوش گله گل پسره ! ... پسره : اییییییییییش ..... دختره : شماره بدم عزیزم ؟ ..... پسر مگه خودت خواهر مادر نداری ؟........................................

lloveely
lloveely

آنقدر بدم میاد ازاینایی که از سادگی و صداقت بچگیامون سو استفاده میکردن و حرف می کشیدن ازمون ! الان که بزرگ شدم میفهمم چه مسائل فوق سری ای رو لو دادم !!!!

lloveely
lloveely

آهي كشيد غمزده پيري سپيد موي افكند صبحگاه در آيينه چون نگاه در لا به لاي موي چو كافور خويش ديد يك تار مو سياه! *** در ديگاه مضطربش اشك حلقه زد در خاطرات تيره و تاريك خود دويد سي سال پيش نيز در آيينه ديده بود يك تار مو سپيد! ***

lloveely
lloveely

همانطور که ديگر شلوار پاره نشانه فقـــر نيست! ســـــکوت هم نشانه ي رضايــــت نيست!....