lloveely
ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز__ دیگر سراغ شعله آتش ز من مگیر__ میخواستم که شعله شوم سرکشی کنم__ مرغی شدم به کنج قفس خسته و اسیر
lloveely
ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی__ چه شرابی به تو دادن که مدهوش شدی__ تو که آتشکدهء عشق و محبت بودی__ چه بلا رفت که خاکستر و خاموش شدی__ به چه دستی زدی آن ساز شبانگاهی را__ که خود از رقت آن بیخود و بیهوش شدی__ تو به صد نغمه٬زبان بودی و دلها همه گوش__ چه شنفتی که زبان بستی و خود گوش شدی__ خلق را گرچه وفا نیست ولیکن گل من__ نه گمان دار که رفتی و فراموش شدی
lloveely
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن___ غم را دوباره وارد این ماجرا نکن___ بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن___ با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن
lloveely
من اینقدر عاشقت بودم __ که به عشقم وفا کردم __اگر چه با عشق بی حدم__ به عشق خود جفا کردم__ من در تعریف دوست داشتن __ هم شاید خطا کردم__ ولی خوشحال از اینم که___ به عشق خود وفا کردم__ هزاران بار شکستن رو__ تحمل کردم و بازم __پشیمون نیستم از عشقی__ که بسته بال پروازم __هنوزم میگذره عمرو فقط نمیدم (نا امید ) از تقدیر __تنم زخمیه شلاقه__ شکنجه های بی تاثیر __تو را در خود نیالودم__ دمی راحت نیاسودم__ تو را در درد تنهایی__ فقط گهگاه دوا بودم __همان دم که کسی پیشت__ نمیموند من خدا بودم __به وقت عیش و مستی هات__ منه عاشق کجا بودم؟__ تنها بودم ولی هرجا __مثه سایه باهات بودم__ تو با اون قلب سنگ اما__ من عاشق فدات بودم .
lloveely
دود می خیزد ز خلوتگاه من -------- کس خبر کی یابد از ویرانه ام؟ -------با درونِِِ سوخته دارم سخن ------- کی به پایان میرسد افسانه ام؟
lloveely
بچه ها چقدر سخته ! چقدر سخته کلی زحمت بکشی .... هر کس رو دیدی واسطه کنی تا باهاش دوست شی !_____ بعد که دوست شدی بفهمی بهم نمی خورین !__________________________________ حالا که رسیدم اینجا پر قصه برا گفتن -------- پر نیاز تو برای آه کشیدن و شنفتن -------- تو رو با خودم غریبه از غمم جدا میبینم ------- خودم رو پر از ترانه تو رو بیصدا میبینم ------- اون همیشه با محبت برای من دیگه نیستی ----- نگو صادقی به عشقت آخه چشمهات میگه نیستی
lloveely
ای نازنین، ای نازنین در آینه ما را ببین ------- از شرم این صد چهرهها در آینه افتاده چین !!!
lloveely
کسی نمی دونه من باید چیکار کنم ؟
lloveely
بچه ها این پست جهت کسب لایک نیست !! لطفا اگه میشه تو دیدگاه ها ایدی [!] بوکتونو بذارین ادتون کنم تو [!] بوک خیلی خیلی تنهام
lloveely
آموخته ام كه با پول مي شود خانه خريد،ولي آشيانه نه! ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد ولي احترام نه، مي توان كتاب خريد ولي دانش نه! دارو خريد ولي سلامتي نه؛ خانه خريد ولي زندگي نه! و بالاخره مي توان قلب خريد ولي عشق را نه
lloveely
هر کسی هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد. اون که عاشقانه خندید خنده های من دزدید زیر چشمه مهربونی خواب یک توطئه میدید
lloveely
ازدواج ادم و هوا تو هیچ دفتری ثبت نشده.هیچ ملایی هم اون موقع نبوده که صیغه رو جاری کنی. خوب یعنی هممون حروم زاده ایم دیگه
lloveely
بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست--- آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست--- مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب--- در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست--- آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد---- بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست--- بی تو هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است---- مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست--- باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق--- وسکوت تو جواب همه مسئله هاست
lloveely
نا كرده گنه در این جهان كیست بگو__ هركس كه گنه نكرد چون زیست بگو__ من بد كنم و تو بد مكافات كنی__ پس فرق میان منو تو چیست بگو