*** عـ ـلـ ـي ***
گاه ازغروب بی عاطفه شب خسته شدی به یاد تنها کسی باش که به یادتوست!
*** عـ ـلـ ـي ***
بیراهه هم برای خودش راهیست . . . وقتی من را به تو برساند . . . و حوصله چه زود بی طاقت می شود . . . در ادامه ی راهی که به تو ختم نمی شود . . .
*** عـ ـلـ ـي ***
به اندازه ی چشمان کفتربازی که کفترش بر بام دیگری نشسته ، بیقرارتم !
*** عـ ـلـ ـي ***
درد ، مرا انتخاب کرد . . .
*** عـ ـلـ ـي ***
سنگ هایی که به دیوار فراق تو زدم . . . کعبه میشد من اگر خانه بنا می کردم . . .
*** عـ ـلـ ـي ***
گرچه کردم ذوقها از آشناییهای او / انتقام از من کشید، آخر جداییهای او . . .
*** عـ ـلـ ـي ***
اگر چه عاشقی پر شور بودیم / به خود نزدیک و از هم دور بودیم . . . شب و روز از جدایی میسرودیم / من و تو وصلهای ناجور بودیم . . .
*** عـ ـلـ ـي ***
با اینکه ازم دوری اما هر وقت دستمو میزارم رو قلبم ، میبینم سر جاتی !
عشق!
14 سال و 2 ماه و 14 روز و 22 ساعت و 29 دقيقه قبل