من ی ِ #شهریوری-ام خودم میدونم ک ِ خیلی مغرورم ی ِ جاهایی #خودخواه میشَم ، #خود-رای-ام ../ حرف حرف ِ منه../ تا حدودی #لج-بازم هستم../ دیر عصبی میشم اما اگ عصبانی شَم بد جور قاطی میکنم ../ ب ِ سر ِ وقت بودن خیلی اهمیت میدم../ علایق ِ خاصی دارم ../ #احساساتی هستم ../ زندگی ِ کسایی ک ِ خیلی دوسشون دارم بی نهایت برام مهمه ، جوری ک با ناراحتیشون میریزم بهم و آرزوم اینه ک همش خوشحال ببینمشون و ... اما خدا نکنه روزی بیاد ک ِ با احساساتم بازی بشه و ..
میگی چادر یاد یه خاطره افتادم ...
درس ریاضی 1 تو دانشگاه یه استاد داشتیم که یه زن خیلی خیلی با حجاب بود ...
بعد من جلسه اول و دوم ازم سوال پرسید رفتم مسئله رو حل کردم ...
دیگه هر جلسه من باید حداقل یه مسئله رو حل می کردم ...
همش هم بهم + میداد ..
یه روز بهش گفتم استاد من امتحان پایان ترم نمیدم ... با تعجب گفت چرا؟ ...
منم گفتم از بس شما به من + دادید اگه همه شو باهم جمع کنیم میشه 20 پس من دیگه امتحان پایان ترم نمیدم ...
اما قضیه چادر یه چیز دیگه ست ..
کلاسمون مختلط بود و استاد به هیچ وجه دخترا رو نمیگفت بیان مسئله حل کنن ...
منم یه روز به شوخی به بچه های کلاس گفتم من میخوام جلسه بعد #چادر سر کنم بیام کلاس
استاد هم شنیده بود .. بعد بچه ها گفته بودن واسه چی؟ .. گفتم واسه اینکه استاد به دخترا نمیگه بیاید مسئله حل کنید ..
اصن کلاس ترکید .. استاد هم رفته بود رو ویبره!
نه نگرفتی ...
دانشجو خوب کلاس بودم ...
هر جلسه میرفتم تمرین حل میکردم بهم مثبت میداد ...
منم عاصی شده بودم ... انگاری عاشق من شده بود هر جلسه باید تمرین حل میکردم ...
فکرشو بکن هر جلسه بری مسئله حل کنی ... بلد هم بودما ولی اینکه هر جلسه برم به نظرم جالب نبود!
@* °•.¸mojgan¸.•° *
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 8 ساعت و 31 دقيقه قبلالان من از گشنگی دارم میغشم و تو خوابی.صدا هم نمیشه کرد
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 8 ساعت و 16 دقيقه قبلقفونت

12 سال و 10 ماه و 22 روز و 16 ساعت و 35 دقيقه قبلفدام بیشــی عزیــزم

12 سال و 10 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 22 دقيقه قبل