آقای مجری: الان این رو پاره میکنم تا خودت مشقاتو بنویسی.
فامیل دور: نه، عجب گیری افتادیما، 3 ساعت به این گاو فهموندیم که نباید پاره کنه و بخوره، حالا باید به شما بفهمونیم . . .
فکر میکنه یکی هستکه در ُباز گذاشتی دیگه. ولی وقتی در بسته باشه، فکر میکنهکسی نیست ُ یه عالمه چیز خوب اونتو هست ُ میره سراغشون دیگه.
در باز ُ کسی نمیزنه، ولی در بسته رو همه میزنند.
خود شما به خاطراینکه بدونی توی این پسته دربسته چیه، میشکنیدش.شکسته میشه اون در.
دل آدم هم مثل همین پسته میمونه.یه سری از دلها درشون بازه. میفهمی تو دلش چیه.ولی یه سری از دلهاهست که درش بسته اس.اینقدر بسته نگهش میدارند که بالاخره یه روزمجبور میشند بشکنند و همهچی خراب میشه.
اینکه وقتی جونم به لبم میرسه غرغر میکنم...تو اطرافیانم اگه کسی تیکه و کنایه بزنه حالا در مورد هر کسی باشه تا 24 ساعت اصلا ندیدش میگیرم..انگار اون آدم وجود نداره...رهگذر