یادم میاد بچه که بودم بعضی وقت ها یواشکی بابامو نگاه می کردیم که ساعت ها با دست مشغول جمع کردن آشغال های ریزی بود که روی فرش ریخته شده بود من حسابی به این کارش می خندیدم چون می گفتم ما که هم جارو داریم هم جارو برقی. چند روز پیش که حسابی داشتم با خودم فکر میکردم که چه جوری مشکلاتم رو حل کنم یهو به خودم اومد دیدم که یک عالمه آشغال از روی فرش جلوی خودم جمع کردم.....!
سلام. من دریایی هستم، از اعضای جدید #میکروبلاگ#دنبالر ... ازین به بعد آخرین به روز رسانی های کتابخانه ی الکترونیک دریایی رو براتون اینجا به اشتراک میذارم.!
@aynor دیگر می ترسم از بهانه هایی كه نزدیكم می كنند به اسم ِ عشــــــــق! در فصاحتِ نگاه های گنگی كه عشق را آلـــــــــوده كرده اند هرزگــــــــی ات را ، به دوش ِ عشــــــق نگذار ... برگشتم
شما دخترا ادم رو دیونه می کنید.شما هم که حرف دوست دخترم رو می زنی.من نمی دونم شما دخترها با این همه احساسات چطور این همه عمر می کنید.دانشمندها گفتن عمر زن ها بیشتر از مردهاست.ما مردها می میمیرم شما زن ها تازه پیر میشید. از بس ما رو دق می دید