وقتی میای صدای پات، از همه جاده ها میاد
انگار نه از یه شهر دور،که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا می شه،لحظه دیدن می رسه
هرچی که جاده ست رو زمین،به سینه من می رسه.... آه
ای که تویی همه کَسم،بی تو می گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم،(به هر چی می خوام می رسم)
وقتی تو نیستی قلبمو،واسه کی تکرار بکنم
گلهای خواب آلوده رو،واسه کی بیدار بکنم
واسه کبوترای عشق،دست کی دونه بپاشه*
مگه تن من می تونه،بدون تو زنده باشه
ای که تویی......
عزیزترین سوغاتیه،غبار پیراهن تو
عمر دوباره منه،دیدن و بوییدن تو
نه من تو رو واسه خودم،نه از سر هوس می خوام
عمر دوباره منی،تو رو واسه نفس می خوام
ای که تویی.....
هر اومدنی , یه رفتنی داره دیگه ولی این رفتن دیگه بر گشتنی نداره نگی نگفتی 90 ِ عزیز ! قرار داد ِشما فسخ شد !!! برو اونجا که نادر رفت ... . . وقتی اومدی چقدر جو افراط گرایانه شادی دادیم... ( عینهو غربتی ها ) نمیدونستیم میخوای چه بی ناموسی ای راه بندازی ... نمیدونستیم چقدر جوون رو با خودت میخوای ببری ... ( میخوام الان از عذاب وجدان بمیری ) نمیدونستیم چه کلاهی داری سرمون میذاری نمیدونستیم چی کار میخوای باهامون بکنی نمیدونستیم میخوای گول بمالی سرمون که نمیدونستیم حرفات حرف نیست نمیدونستیم کلاً اومدی که ... اومده باشی . . ما هیچی نمیدونستیم ! تو هم نامردی نکردی !هیچی نگفتی یکی طلبت . . . اِنی وی ... داری میری ... یه لطفی کن پشت سرت رو نگاه نکن اون در آهنی رو هم پشت سرت ببند ! من بیام قفلش کنم . . سه شنبه آخرای اسفند90 ! شیخ نوشت (سال نو پیشاپیش مبارکیو)