✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
شبیه تبر شده ای . . . این روزها . . . ریشه ای اقدام می کنی .
✔کتــ☾ــے ...
گنجشک دانه ی برف را بوسید . . . برف از خجالت آب شد.
✔کتــ☾ــے ...
دست و بالم از حرف خالی خالیست . . . هر چه هست تویی و تو حرف نداری . . .
✔کتــ☾ــے ...
دست روی دست می گذارم و دستانت مالِ دلم نمی شود . این دستها قرار است با حلقه ی کسی دیگر اعدام شود . . .
✔کتــ☾ــے ...
دستــم به تــ ـو كه نمي رسد ؛ فقط حريف واژه ها مي شــوم ؛ گاهـي هوس مي كنم ، تمام كاغدهـاي سفيد روي ميـزم را از نام تـو پـُر كنـم تنگاتنگ ، بدون هيچ فاصله اي . . . از بس كه خالـي ام از تـو ؛ از بس كه تـو را كـَم دارم ؛ آخـَر مگـر كاغذ هـم زندگي مي شـود بـراي آدم . . . ؟