✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
یه وقتائی..... یهو یه ادمی سر راهت قرار میگیره؛ که دلت رو میلرزونه..... انگار سالهاست میشناسیش..........اون وقته که یه دلشوره میاد سراغت؛ یه حس عجیب و غریب.... اون آدمه میره....اما جای نگاهش رو ، روی تمام روحت جا میگذاره..... و تو می مونی و یه حال عجیب که نمیدونی خوبه یا بد ؟ نمیدونی باید حالت خوب باشه یا بد ؟ نمیدونی اگه دوباره دیدیش میتونی بهش بگی اونی رو که توو دلته ؟؟ یا باید ساکت باشی و فقط نگاهش کنی ؟؟؟؟ میخوای بهش بگی ، اما توو وجود خودت از اینکه آخرش رو میدونی تمام تنت میلرزه، میخواهی نگی.....یه چیزی درونت نیشت میزنه........لعنت به این تجربه ها ...... الان ، برای من ؛ از اون یه وقتاست.......
✔کتــ☾ــے ...
شـایـد در آغــاز .. "تــرکیــب"ِصـورتـش بــود .. کــه تـوانستــ .. "تــرتیب"ِدلـــم را بـدهــد .
✔کتــ☾ــے ...
حوا بودטּ تاواטּ سنگيني دارد ...
وقتي آدمـ ها براي هر دمـ و بازدمـ ,
هوا نياز دارند ...!
✔کتــ☾ــے ...
دوای این همه بی خوابی،تویی که الان خوابی...
✔کتــ☾ــے ...
بازم تردید.. باز مرور.. بازم سوال بی جواب... لعنت