✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
فرق باطری با مرد چیست؟ باطری اقلایک قطب مثبت داره ولی مرد هیچ چیز مثبتی نداره
✔کتــ☾ــے ...
یه روز یه باغبونی ، یه مرد آسمونی نهالی كاشت میون باغچه مهربونی می گفت سفر كه رفتم یه روز و روزگاری این بوته یاس من می مونه یادگاری هر روز غروب عطر یاس تو كوچهها میپیچید میون كوچه باغا ، بوی خدا می پیچید اونایی كه نداشتن از خوبیا نشونه دیدن كه خوبی یاس ، باعث زشتیشونه عابرای بیاحساس پا گذاشتن روی یاس ساقههاشو شكستن آدمای ناسپاس یاس جوون برگرفت ، تكیه زدش به دیوار خواست بزنه جوونه ، اما سر اومد بهار یه باغبون دیگه شبونه یاس رو برداشت پنهون ز نامحرما تو باغ دیگهای كاشت هزار ساله كوچهها پر میشه از عطر یاس اما مكان اون گل مونده هنوز ناشناس
✔کتــ☾ــے ...
گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر خرم آن روز که با دیده گریان بروم تا زنم آب در میکده یک بار دگر معرفت نیست در این قوم خدا را سببی تا برم گوهر خود را به خریدار دگر یار اگر رفت و حق صحبت دیرین نشناخت حاش لله که روم من ز پی یار دگر گر مساعد شودم دایره چرخ کبود هم به دست آورمش باز به پرگار دگر عافیت میطلبد خاطرم ار بگذارند غمزه شوخش و آن طره طرار دگر راز سربسته ما بین که به دستان گفتند هر زمان با دف و نی بر سر بازار دگر هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت کندم قصد دل ریش به آزار دگر