دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
1320438242parents_24.jpg ✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
1320438242parents_06.jpg ✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
1320438242parents_04.jpg ✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
takbook (271).jpg ✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
takbook (386).JPG ✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

فرق باطری با مرد چیست؟ باطری اقلایک قطب مثبت داره ولی مرد هیچ چیز مثبتی نداره

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

چرا روان درمانی مردها کمتر از زنها طول میکشه؟ معمولا” باید در روان درمانی به دوران کودکی بازگشت و مردها همیشه در همون دوران به سر می برند

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

آخرین خبر از اون دنیا:پل صراط رو برداشتن و جاش تله کابین گذاشتن راحت باشید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

انقد اینو دوس دارم

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

یه روز یه باغبونی ، یه مرد آسمونی نهالی كاشت میون باغچه مهربونی می ‌گفت سفر كه رفتم یه روز و روزگاری این بوته یاس من می مونه یادگاری هر روز غروب عطر یاس تو كوچه‌ها می‌پیچید میون كوچه باغا ، بوی خدا می ‌پیچید اونایی كه نداشتن از خوبیا نشونه دیدن كه خوبی یاس ، باعث زشتیشونه عابرای بی‌احساس پا گذاشتن روی یاس ساقه‌هاشو شكستن آدمای ناسپاس یاس جوون برگرفت ، تكیه زدش به دیوار خواست بزنه جوونه ، اما سر اومد بهار یه باغبون دیگه شبونه یاس رو برداشت پنهون ز نامحرما تو باغ دیگه‌ای كاشت هزار ساله كوچه‌ها پر میشه از عطر یاس اما مكان اون گل مونده هنوز ناشناس

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر خرم آن روز که با دیده گریان بروم تا زنم آب در میکده یک بار دگر معرفت نیست در این قوم خدا را سببی تا برم گوهر خود را به خریدار دگر یار اگر رفت و حق صحبت دیرین نشناخت حاش لله که روم من ز پی یار دگر گر مساعد شودم دایره چرخ کبود هم به دست آورمش باز به پرگار دگر عافیت می‌طلبد خاطرم ار بگذارند غمزه شوخش و آن طره طرار دگر راز سربسته ما بین که به دستان گفتند هر زمان با دف و نی بر سر بازار دگر هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت کندم قصد دل ریش به آزار دگر

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@ســجـی مرسی اعصابببببببببببببببببببببببب مرسی غیرفعال کردن پست...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

یکی الان قاطی کرده.....ازاین شکلکه