✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
دلم گرفته است چه روزهايي چه روزهايي كه من در آينه زيسته ام چه روزهايي كه من در آينه خنديده ام و چه روزهايي كه من در آينه گريسته ام و امروز آينه سفر تنهايي . . . چقدر خسته ام . . . چه روزهايي چه روزهايي . . . دلم مي خواهد بنشينم و براي روزهايي كه رفته است براي روزهايي كه ديگر باز نخواهد گشت بي قرار و كودكانه گريه كنم
✔کتــ☾ــے ...
بیا “خر” هایت را بگیر دیگر توان عبور دادن آن ها را از پل ندارم وقتی می دانم که در آخر مثل همیشه خواهی گفت “ما به درد هم نمی خوریم” . . .
✔کتــ☾ــے ...
من دیگه سرنوشتم را به دست فردا نمیدم لحظه به لحظه دلم را به آرزوها نمی دهم می خواهم غبار تنم را پاک کنم پاک کنم خاطرهای خاکیم را خاک کنم خاک کنم غصه دل کندنم را موج های دریا می دانند شکستن بغض من را فقط حباب ها می دانند
✔کتــ☾ــے ...
یا ابا صالح المهدی به شکوه جوانه ها سوگند به تب سبز دانه ها سوگند که ز پا هیچ و هیچ ننشینم تا شکوفای فجر را بینم عاقبت آن سوار می آید بی قراران قرار می آید
✔کتــ☾ــے ...
خدایا! عاشقان را بساز و خستگان را بنواز و دیگران را از چشم دوستدارانت بیانداز. خدایا! توفیق ده که جز به مقام تو نیندیشیم و جز به تو دل نبندیم و جز منصب رضای تو را آرزو نکنیم. ای مهربانی منت! ما را آن چنان نگران خودت کن که هیچ جاذبه و دغدغه ای نگاهمان را از تو نگیرد. کور باد چشمی که تو را نگران خویش نمی بیند. برگرفته از کتاب "مناجات" سید مهدی شجاعی یا مهدی
✔کتــ☾ــے ...
نمی دانم تا چند سطر و صفحه پر میشود از واژه ها، هر چقدر که باشد بی او، صفایی ندارد این نوشتن ها، خوب می دانم هر گونه تغزلی بی غزل وجود او، نه مطلعی دارد، نه مَخلصی! نه آغازی دارد نه پایانی
✔کتــ☾ــے ...
آن قدر چشم به آسمان دوخته ا م
که دیگر ستاره ها هم چشم به راهی ام می کنند!
اما من به دنبال تکه ابری هستم که بیاید و بر من ببارد!
آب می خواهد این دل خشکی زده، باران می طلبد این صحرای وجود!
✔کتــ☾ــے ...
يادت نره که ياد تو هميشه همراه منه / يادت نره که خواستنت مثل نفس کشيدنه
يادت نره که آينه از طپش تو روشنه / يادت نره نبودنت جونمو آتيش ميزنه
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل
از تشیع جنازه پدر بزرگم برمیگشتیم عمم داشت خودشو از شدت ناراحتی میکشت یکی از اقوام گفت عزیزم چقدر مدل موهات قشنگه یهو عمه صاف نشست گفت دِ نـَـه دِ تازه الان بهم ریختس !!!!