دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
1320438242parents_28.jpg ✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
takbook (247).jpg ✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
1226171060zhizn_37.jpg ✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

از غضنفر میپرسن بنفش چه رنگیه میگه قرمز دیدی؟آبیش!!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

امروز رفتم دانشگاه، حراست جلوم گرفته میگه: خانم کجا !؟ میگم: اومدم با استادم کار دارم ! میگه: نمی بینی تابلو رو ، امروز مردونه هست . برو فردا بیا که زنونه هست ! ...(خاطرات یک دانشجو در آینده نه چندان دور......

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دختر: مامان! شاهزاده رویاها با اسب سفید یعنی چی؟ مامان: یعنی یه خری مثل بابات

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@ســجـی

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ جزمن هیچکی رونداره...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم گریه غرورمُ بهم میزنه مرد برای هضم دلتنگی هاش ، گریه نمی کنه قدم میزنه گریه نمی کنم نه اینکه خـــــوبم ، نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم یه اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میونه زندگی افتاده ام یه ماجرای تلخ و ناگزیرم ، یه کهکشونم ولی بی ستاره یه قهوه که هرچی شکر بریزی باز هم همون تلخی ناب و داره اگه یکی باشه منو بفهمه براش غرورم و بهم میزنم گریه که سهله زیر چتر شونه اش تا آخر دنیا قدم میزنم گریه نمی کنم نه اینکه سنگم گریه غرورمُ بهم میزنه مرد برای هضم دلتنگی هاش ، گریه نمی کنه قدم میزنه گریه نمی کنم نه اینکه خـــــوبم ، نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم یه اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میونه زندگی افتاده ام

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

با هر که سخن گفتم در خود گره ای گم بود چون کرم شبان تابان میتابی و میتابم بر هر که نظر کردم گریان و پریشان بود چون ابر سبک باران میباری و میبارم من درد محبت را هرگز به تو نسپردم این عقده دیرین را میدانی و میدانم بر مرثیه ام بنگر نقش رخ خود بینی این قصه غمگین را میخوانی و میخوانم

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دویدیم و دویدیم .......... هیچ جا رامون ندادن گفتن که توی جاده .......... دونده ها زیادن دویدیم و دویدیم ......... فایده نداشت دویدن به همه چیز رسیدیم ........ به جز خود رسیدن دویدیم و دویدیم ......... اسفند رو دود نکردن گفتن فقط زیر لب: .......... کاش دیگه بر نگردن *** دویدیم و دویدیم ......... سیب ها رسیده بودن سه فصل آزگار بود ......... همه دویده بودن دویدیم و دویدیم ......... تا رسیدیم به دیوار اونور دیوار هم باز ........... خوردیم به خط تکرار دویدیم و دویدیم ! قصه ی زندگی بود........ که واسه اون دویدن ........ فقط دیوونگی بود!!!!!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

نوبت من شده بود که معلم پرسید صرف کن رفتن را و شروع کردم من رفتم رفتی رفت... و سکوتی سر سخت همه جا را پر کرد سردی احساسش فاصله را رو کرد آری رفت و رفت و من اکنون تنها مانده ام در اینجا شادی ام غارت شد من شکستم در خود

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@ســجـی عکس بده جنازه تحویل بگیر........

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

باز واسه اونامیفرستن واسه مامیفرستن والا

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪