دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل

اگر تو نباشی: بی تعارف و مبالغه بگم همه چیز طعم زهر را خواهد داشت حتی عسلی كه از همه به گل سرخ شبیه تر است اگر تو نباشی: از اینجا میروم و آسمان را هر چند شیرین و شفاف با خود نمی برم آنقدر دور میشوم كه نسیمی از كنارم عبور نكند و چشمم به چشم ستاره ای نیفتد اگر تو نباشی: نه شعر می گویم نه با ماهی ها حرف میزنم نه شبها به آغوش ستاره ها پناه میبرم فقط صبح تا شب خاطرات صدفهای شكسته را مرور میكنم تمام این باغ ها . شقایق ها. سنجابهای بازیگوش . رودهای پر جنب و جوش . اقیانوس های آرام و دیوارهای بی بام با توست كه زیباست اگر تو نباشی: چه خواب باشم چه بیدار حتم دارم روزگار تكه كاغذی هست افتاده در گوشه خیابانی دراز خیابانی كه پای هیچ عاشق به آن باز نشده است اگر تو نباشی : چه در كنار پنجره بایستم چه در شبستانی نمورو بی نور بنشینم اشتیاقی برای دیدن آفتاب ندارم و دوری تو را حتی به اندازه ی یك نفس كشیدن تاب ندارم پس چرا رفتی و منو با كوله باری لز غم تنها گذاشتی چرا جوانه عشق را در دلم خشكاندی چرا چرا چرا ؟؟؟

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل

خدایا چه غریب است درد بی کسی و چه تنهایم در این غربت که تو هم از من رویگردانی و اینک باز به سوی تو آمدم تا اندکی از درد درونم را برایت باز گویم و خدایا تو بهتر میدانی آنچه درونم است تنهایی و بی کسی ام را دیده ای ,دربه دری و آوارگی ام را و هزارو یک درد که بزرگترینش ناامیدی است .خدایا همه را کنار گذاشته ام اما با ناامیدی و بی هدفی نمی توانم بسازم صبرم بسیار است اما پوج وبی هدف میدوم . خسته شده ام خسته خسته

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل

چراغها را خاموش کنید می خواهم آسوده سر بر زمین بگذارم غریبه، اگر می خواهی به خواب من بیایی نامم را که صدا می کنی، کمی آرامتر؛ بگذار تا پسین فردا با خیال خوش تو میان رویاهای شیرینم دست و پا زنم از من نگیر این لحظه های دلخوشی را نگذار حتی خواب دیدن تو برایم عقده شود ... یادت می آید حرفی را که زدی؛ گفتی می روم، گه گداری شاید به خوابت بیایم شاید در خواب، تو را به آرزوی دیدنم نزدیک کنم لااقل همین وعده را برایم بگذار ... غریبه، به خاطر خدا در نگاهم صادق باش غریبه

✔کتــ☾ــے  ...
emo1 (75).JPG ✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل

کجا نامهربون....بودم...که بار سفر بستی...گل لاله گل شب بو...گل ناز این خونه....فقط یه ذره شو از عشق...تا من دنیا بشم دنیا...تو خورشید دل من شو ببین یه کهکشون میشم...فقط یه شاخه گل شو گلستونت میشم هرجا.....گل نازم گل خوشبوی این خونه.....نیا....روزی که دیر باشه ...دلم از عشق تو دلگیر...به حال من اینه میخنده....به حال زارو رویی پیر....

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل

یه زندگی یه خاطره...تو اینه دل منه....

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

در زندگی زخمهایی هست که تو باید بوس کنی تا خوب بشن . . .

✔کتــ☾ــے  ...
288 (www.Bia2Club.com).jpg ✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل

کجا.............

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

گاه دلتنگ می شوم دلتنگ تر از همه ی دلتنگی ها ، گوشه ای می نشینم ، و حسرت ها را میشمارم ، باختن ها و صدای شکستن ها را ، نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم و کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم که چنین دلتنگم.

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

یه دفعه میاد....اونی که نمیدونستی دوست داره و مهر سکوت به لبهاش زده....

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

خواب می دیدم که در بیداریم در مسیر کاروانی جاریم کاروانی بی سر و بی سر پرست غل به گردن- خشک لب - تاول بدست کاروان از بس که آتش دیده بود اشک در چشمانشان خشکیده بود در کوچه پس کوچه های کفر زده شام کاروانی از نور در حرکت است بانویی در دل محمل ودختری در آغوشش. حتی نگاه خسته اش هنوز به پیکرهای بی جان و سوخته از هجوم تازیانه جان میبخشد چه صبورانه دراین شامگاه زندگا نیش پای بر شام نهاده ونگاه غمزده اش بر دخترکان و حریم حسینش نگران است.

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

در غروب چندمین سال طلوع دردها می رسی از راه، فانوس دل شبگردها! بی حضور آبی ات، ای تک سوار سبز پوش! کوفه کوفه بی وفایی دیدم از نامردها با توام موعود چشمان غزل بارانی ام پاک کن از وسعت آیینه هامان گردها مثل یک خورشید پاییز پر از بغض غروب نور می پاشی سر دلمرده ها، دلسردها تا طلوع روشنای چشم های ابری ات چشم بر هم می گذارم بر عبور دردها

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@رضــــا يک رنگ و بوي تازه از عشق بگير / پر سوزترين گدازه از عشق بگير / در هر نفسي که مي تپي اي دل / يادت نرود اجازه از عشق بگير

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

پاي من خسته از اين رفتن بود / قصه ام قصه ي دل کندن بود دل که دادم به يارم ديدم / راهش افسوس جدا از من بود

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

بريدم بند ناف دلبستگي را با قيچي دلسردي

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@*فرياد* من کوچیک داداش بزرگه هستمشلام داداشی