✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
من از تمامیت ارضی یک عشق سخن می گفتم، بر فراز ویرانه های قلبم. ویرانه هایی حاصل از تهاجم ناگهانی چشمانت! و چه کودکانه دروغ می گفتم، که شهر در امن و امان است!!!
✔کتــ☾ــے ...
فاجعه وقتیست که که دیگر چشمانت ترانه های عاشقانه ی چشمانم را نمیفهمد
✔کتــ☾ــے ...
تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد، یکبار قسمت کردم چندین برابر شد......
✔کتــ☾ــے ...
برای دوست داشتنت از من دلیل می خواهند نازنین ....... چشمانت را قرض می دهی؟
✔کتــ☾ــے ...
هر روز نبودنت را
بر دیوار خط کشیدم
ببین این دیوار لا مروت
دیگر جایی برای خط زدن ندارد
...خوش به حال تو
...که خودت را راحت کردی
یک خط کشیدی تنها
آن هم روی من . .
✔کتــ☾ــے ...
رفتم درون پیله تنهایی خودم ، شاید رها شوم حالا؛ فضای پیله ام ، سرد است و ساکت و خاکستری و تنگ. اما، من خواب دیده ام، طاقت اگر بیاورم یک روز زخم عمیق دلم خوب می شود ...!!! من خواب دیده ام ، طاقت اگر بیاورم یک روز عاقبت پروانه می شوم...!!!
✔کتــ☾ــے ...
آقای ...... باید بروی بمیری! تمام جاده ها را هم که صاف کنی او دیگر بر نمی گردد...
✔کتــ☾ــے ...
بازهم مثل کودکی هایمان چشم می گذارم این بار از صفر تا بینهایت . . ! تقدیرمن باختن است . . . ! یا با رویای سک سک‚ دستان تو ̦ یا گذر ثانیه ها . . . ! ! !
✔کتــ☾ــے ...
عزیز نامهربانم ... خیالت اینجاست ... دلم را هنوز برای هیچ كس نلرزانیده ام ...
✔کتــ☾ــے ...
انبوه هم که باشی صف کشیدن پشت حصار چارهات نخواهد شد. حصار را باید پرید. شکست.
✔کتــ☾ــے ...
دنیایی دارم ، خوب... که همیشه گوشه ی دنجش جا خوش کرده ای... کنار دنیاهای دیگرم که هیچ جایش پیدایت نمیکنم !! خسته از گشتن.. راهم را میکشم ، میروم ...!