✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
دلـَــــم، پُــر از زَخــــم هایی ست که قرار است وقتی بـــزرگ شدم فراموشــشان کــنم… .
✔کتــ☾ــے ...
من این روزها شرطی شده ام..........
✔کتــ☾ــے ...
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس...................................... که چنان زو شدهام بی سرو سامان که مپرس...............
✔کتــ☾ــے ...
میخواهم تو را بکشم اما چاقو را در سینهی خود فرو میکنم تو کشته خواهی شد یا من ؟
✔کتــ☾ــے ...
از این جادههایی که از انتهایـش کسی قصّـه هرگز نگفته ست از این جادههایی که شخصیت هیچ شعری نبوده ست ؛ مرا روبراه همـین جادهها کن.
✔کتــ☾ــے ...
ی سری ها هستن...خیلی خاصن برام.توی دنبالر...دقیقن.........همیناهستن ک اروم ازکنارشون ردمیشم...وفقط باسکوت نظارع میکنم کاراشونو...ب اینا بگین..من این راههارورفتم...کاری داشتن درخدمتم...........