✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
کام اول و عمیق از سیگار طعم قهوه ی تلخ گوشه ی دنج کافه بوی باران نو که می بارید و دست هایی که روی پیانو می رقصید فرصت عاشقی کردن بود اما... جای تو خالی!
✔کتــ☾ــے ...
باران بارید...سیگارم خاموش شد... یادت روشن ماند... دلم عجیب می سوزد...
✔کتــ☾ــے ...
آنــكه هــر روز هــوس سوختــن مــا مــي كــرد ... كـاش امــروز بــود تماشــا مــي كــرد!!
✔کتــ☾ــے ...
چه بود؟ این تیر بی رحم از کجا آمد؟ که غمگین باغِ بی آواز ما را باز درین محرومی و عریانی پاییز ، بدینسان ناگهان خاموش و خالی کرد از آن تنها و تنها قمریِ محزون و خوشخوان نیز؟
✔کتــ☾ــے ...
من این روزها به عشق تومیخندم.....به اجبار دیگران تو به اغوش چه کسی مانده ای که قه قه هایت گوش فلک را کر کرده است....
✔کتــ☾ــے ...
چراغ خاموش میرم یاهو ساکتم...انگار حسش میگه هستم میادمیگه..خوبی....میگم نپرس میگه خوبی..میگم نپرس...میگه کتی بارونیه...میگم .......................نمیگم