✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
ی حس مشترک داریم...وقت رفتن همه چیز سخت میشه....
✔کتــ☾ــے ...
اعتراف شنیدنو دوس دارم..............
✔کتــ☾ــے ...
دختر بدی شدم .....دلم گرفت یهو..بغض در حد خفگی.........
✔کتــ☾ــے ...
امروز پسره گیرداده بود خانوم شمارمو بگیر.............باهم بریم بیرون...گاهی فک میکنم ادمها تومغزشون چیه؟ینی اون قیافه داغونی ک من داشتم شبیه چک برگشتی بود بعد امتحان حوصله خودمم نداشتم.......
✔کتــ☾ــے ...
ما در روزگاری هستیم هلیا، که بسیاری چیزها را میتوان دید و باور نکرد و بسیاری چیزها را ندیده باور کرد. ///////////بار دیگر شهری که دوست میداشتم - نادر ابراهیمی /////////////
✔کتــ☾ــے ...
گاهی ی حرفهایی رو .............ن ی چیزایی رو...مهم نیس فقط گاهی بیشرفی ادمها برام حل شدنی نیس.........
✔کتــ☾ــے ...
پستم پاکیده شد...........و تذکر با سپاس فراوووووووووون
✔کتــ☾ــے ...
شاید ب عادت بچگی هام کفشاتو قایم بکنم..ک نری ب این زودی هام.....
✔کتــ☾ــے ...
کتاب [نون نوشتن] نویسنده [محمود دولت آبادي] انتشارات [چشمه]
✔کتــ☾ــے ...
کتاب [شهربانو] نویسنده [محمدحسن شهسواری] انتشارات [چشمه]
✔کتــ☾ــے ...
کتاب [عامه پسند] نویسنده [چارلز بوکفسکی] مترجم [پیمان خاکسار] انتشارات[چشمه]
✔کتــ☾ــے ...
نیستی که بریزمت روی عمیقترین زخمم نیستی که نمیرم نیستی ... از اینهمه زخمهای خالی، نه از اینهمه که نیستی مُردم...........