✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
به قلبم سوره کوثر نوشتند دلم را بنده قنبر نوشتند به کوی عاشقی، در لوح سینه صد و ده مرتبه حیدر نوشتند
✔کتــ☾ــے ...
می سوزم از این دورویی و نیرنگ یک رنگی کودکانه می خواهم ای مرگ از آن لبان خاموشت یک بوسه جاودانه می خواهم
✔کتــ☾ــے ...
زنـدگی گفت که آخر چه بود حاصـل مــن عـشق فــرمــود تـا چـه بـگـویـد دل مــن عقل نالید کجا حل شود این مشکل مـن مـرگ خـنــدیــد در ایـن خانه ویــرانه من
✔کتــ☾ــے ...
خرم دل آنکه از ستم آه نکرد کس را ز درون خویش آگاه نکرد چون شمع زسوز دل سراپا بگداخت وز دامن شعله دست کوتاه نکرد
✔کتــ☾ــے ...
ز دست و دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده ببیند دل کند یاد بسازم خنجری نیشش ز پولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد.
✔کتــ☾ــے ...
دل زتن بردی و در جانی هنوز دردها را دادی و درمانی هنوز آشکارا سینه را بشکافتی هم چنان در سینه پنهانی هنوز ملک دل کردی خراب از تیغ ناز اندر آن ویرانه سلطانی هنوز هر دو عالم قیمت خود گفته ایی نرخ بالا کن که ارزانی هنوز پیری و شاهد پرستی نا خوش است خسروا تا کی پرشیانی هنوز........
✔کتــ☾ــے ...
وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن .. به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد .. نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم .. گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد...
✔کتــ☾ــے ...
میل باز کردن پنجره حتی لحظه ای در سر انگشتانم نمی لغزد. نگاهم حتی به اندازه یک پلک زدن خیره نمی ماند. لبهایم حتی به اندازه یک بوسه بر هم نمینشینند. دلم، دلم به اندازه یک دلتنگی خالی ست...... "تو"، هستی.... و همین همهء مرا بس
✔کتــ☾ــے ...
پاي سگ بوسيد مجنون خلق گفتندش چه سود؟ .. گفت: اين سگ گاگاهي كوي ليلي رفته بود!!
✔کتــ☾ــے ...
آدم به جرم خوردن گندم با حوا شد رانده از بهشت اما چه غم حوا خودش بهشت است
✔کتــ☾ــے ...
فریاد نمی زنم نزدیک تر می آیم تا صدایم را بشنوی
✔کتــ☾ــے ...
نهاد زیر سرش صفحه ی حوادث را و مثل حادثه ای روی آن دراز کشید .
✔کتــ☾ــے ...
تو رفتی رد پایت در دلم ماند شکوه خنده هایت در دلم ماند دلم را با سحر خوش کرده بودم غروب ماجرایت در دلم ماند شریک دردهایت بودم اما در آغوش تو خفتن در دلم ماند.
✔کتــ☾ــے ...
و در اين سوي اتاق مردي با پيشاني بلند به زانوي تقدير تعظيم مي كند و با حريم سكوت هم آغوشي تا ابديت را بوسه مي زند/.
✔کتــ☾ــے ...
خرم دل آنکه از ستم آه نکرد کس را ز درون خویش آگاه نکرد چون شمع زسوز دل سراپا بگداخت وز دامن شعله دست کوتاه نکرد.