✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
جویند همه هلال و من ابرویت
گیرند همه روزه و من گیسویت
از جمله این 12 ماه تمام
یک ماه مبارک است آن هم رویت
✔کتــ☾ــے ...
عاشق شده است سنگ سویش نزنید هی شانه ی عقل را به مویش نزنید دکان روانشناسی اش را بسته دیوانه شده ولی به رویش نزنید
✔کتــ☾ــے ...
عاشق شده است سنگ سویش نزنید هی شانه ی عقل را به مویش نزنید دکان روانشناسی اش را بسته دیوانه شده ولی به رویش نزنید
✔کتــ☾ــے ...
عاقبت يك روزمغرب مشرق مي شود عاقبت غربي ترين دل نيز عاشق ميشود شرط مي بندم زماني كه نه دور است ونه دير مهرباني حاكم منطق مي شود
✔کتــ☾ــے ...
بند كفشم را مى بندم همه چيز را فراموش مى كنم مى روم سرم را به ديوارهاى بلند مى كوبم و از اتاق هاى كوچك ياد مى گيرم كه فكرهاى بزرگ نكنم
✔کتــ☾ــے ...
اگر روزی دلم تنگ شد و برای دست های مهر بانت دلم گرفت ...
تو که در خلوت خیابان های بی عبور گم شده ای ¸یادم نمی رود رفته ای برای تاریکی های دنیای من یک آسمان خورشید بیاوری.
همین دلخوشی کوچک برای زندگی کردن من کافی است
✔کتــ☾ــے ...
اخمت به تمام ِ خنده ها می ارزد کفرت به تمام ِ بنده ها می ارزد در آخر این دوئل مرا خواهی کشت مردن به همین برنده ها می ارزد
✔کتــ☾ــے ...
دلم را هرس می کنم تا برای با تو بودن جوانه بزند . خدا را چه دیدی شاید بهار امسال در زمستان بود
✔کتــ☾ــے ...
بیا به خانه آلاله ها سری بزنیم
ز داغ با دل خود حرف دیگری بزنیم
به یک بنفشه صمیمانه تسلیت گوییم
سری به مجلس سوگ کبوتری بزنیم
شبی به حلقه درگاه دوست دل بندیم
اگرچه وا نکند دست کم دری بزنیم
تمام حجم قفس را شناختیم بس است
بیا به تجربه در آسمان پری بزنیم
✔کتــ☾ــے ...
گاهي گمان نمي كني ولي مي شود
گاهي نمي شود، نمي شود كه نمي شود؛
گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است،
گاهي نگفته قرعه به نام تو مي شود؛
گاهي گداي گداي گدايي و بخت نيست،
گاهي تمام شهر گداي تو مي شود...
دكتر علي شريعتي
✔کتــ☾ــے ...
هر آن باغی که نخلش سر به در بی ... مدامش باغبون خونین جگر بی بباید کندنش از بیخ و از بن ... وگر بارش همه بهر و گهر بی
✔کتــ☾ــے ...
ان دوست كه عهد دوست داري بشكست..........ميرفت و منش گرفته دامان در دست ميگفت دگر باره به خوابم بيني......................پنداشت كه بعد از آن مرا خوابي هست
✔کتــ☾ــے ...
نرود هيچ ز يادم نگه حالت دوست صدف سينه ي من با گوهر دوست نكوست به خدا آنچه من آموختم از رويت اوست نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست چه كنم حرف دگر ياد ندادم استاد