✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
از همین بارانها از همین قهوه تلخ... چشمهایت همه جورش زیباست.
✔کتــ☾ــے ...
دستچین کردهام واژهها را: عشق، باران، سپـیـدار باد، نفـرت، سیــــاهی؛ بعضی از نامها توی ذهنم سالها مانده پشت دو راهی.
✔کتــ☾ــے ...
حتا به نسـیم نیـز... این عـطر تـنها به قـیافه تو میآید.
✔کتــ☾ــے ...
پر از نجوا پر از بوسه لبان تو، لبان تو، لبان تو...
✔کتــ☾ــے ...
تو میآیی خدایی میکند باران......
✔کتــ☾ــے ...
و علیرغم این جلوههای مکرر عشق ای عشق! در رگم مثل باران تازگی کن.
✔کتــ☾ــے ...
دنیا از ویرگول و نقطه و این چیزها پُر است.............. از حرفهای قطعی از متنهای قفل ...........من تشنه شگفتترین حرف عالمم.........
✔کتــ☾ــے ...
هر روز بیشتر در باور منی در ذهن من نسیم تو هر لحظه حاضر است.
✔کتــ☾ــے ...
هر صبح پنجره هر صبح آفتاب عطر تو باز در کلماتم چه میکند؟
✔کتــ☾ــے ...
و غمگین که باشی .........جهان با دری بسته فرقی ندارد..........
✔کتــ☾ــے ...
همچنان تا دیرگاه روز طعم باران باش. از پس این شعر تنها من از پس این بوسه تنها تو...
✔کتــ☾ــے ...
چشمانت آنقدر شفاف است نگارم که تا اعماق مهربانی قلبت در آن برق میزند...