میخواد دخترم باشه مادرم باشه..............مجازی واقعی.تو اگه رفیق و محرم نباشی برای من بی ارزشی و جزبقیه ادمها ک کنارم هستن نمیزارم بمونی.........گذاشتن ی اسم ساده نیس اما من ب راحتی حذف میکنم...این تویی ک ارزشهارو زیرسوال میبری وگرنه من همینی هستم ک میبینی...............
١-وقتي كه پول در دستهاش باشه
٢-وقتي كه لباس سفيد عروسي ميپوشه براي داماد
٣-وقتي كه اولين بچش به دنيا مياد و براي اولين بار مادر ميشه.
سه چيز-زن را به گريه مياندازد:
١-حرفي كه جريحه دارش كند
٢-از دست دادن كسي كه دوستش داره
٣-مرور كردن خاطره هايي كه خوشحال كننده بوده براش و حالا از دستش داده
سه چيز-كه زن به آن احتياج دارد:
١-آغوشي كه از قلب و با محبت باشه
٢-حرفي زيبا كه انگيزه هاش را بالا ببره
٣-وقتي داشته باشه براي استراحت و تجديد قوا
سه چيز -زن را ميكشد:
١-زني بر او ارجحيت داشته باشد
٢-داغون شدن آيند ه اش
٣-رفتن پدر و مادر و پسرش
سه چيز-زن به آن افتخار ميكند:
١-زيباييش
٢-اصل و نسبش
٣-كارنامه و مقام اجتماعيش
سه -حالتِ زن كه اخطار به ديگران به حساب ميآيد و ديگران را میترساند و تعجب ميكنند:
١-سكوتش
٢-جرأت آنيَش
٣-سرد شدنش در يك آن
یک چيز-راز زن را فاش ميكند:
نوع نگاه كردنش
سه چيز-زن را وادار ميكند كه از زندگي شخصي برود بدون برگشت:
١-خيانت
٢-نا اميد و ضربه به او زدن
٣-عدم وجود امنيت
وسخن اخر اینکه:
زن (قوت تحملي)را دارد كه مرد را شگفت زده ميكند!
سختيها را تحمل ميكند...
و غم و اندوهي را تحمل ميكند كه با خود خوشبختي و عشق به همراه دارد...
ميخندد وقتي كه ميخواهد جيخ و فرياد بزند!
ترانه ميخواند وقتي ميخواهد گريه كند!
گريه ميكند وقتي كه خوشحال است!
و ميخندد وقتي كه ميترسد!
عشقش بدون شرط است!
این آخریا هی دنبال یه فرصت بودم که بهش بگم/یه بار دیگه آروم تو چشاش نگاه کنم و بهش بگم/ اما هی نمی شد ... یا حرف تو حرف می شد .... یا از فرط یه سکوت مزخرف لال می شدیم/هم اون/ هم من ... گاهی وقتام یه چیزایی زیر لبم می گفتم و باز ساکت می شدم ...انگار نفسم تموم می شد /آخرم اونقدر اصرار می کرد تا دوامون می شد ... کاش بهش می گفتم .... کاش از چشاش خجالت نمی کشیدم و بهش می گفتم ... اما دیگه خیلی دیر شده بود ... جفتمون میزون رو یه صندلی نشسته بودیم /درست رو آخری ترین صندلی ایستگاه ...اما مسیرمون یکی نبود ... اون نگاهش و داده بود به اون دور دورا و من به اون / اون منتظرمترو بود و من منتظر اون ... قطار اومد ...چشام و محکم بستم.../دلم می خواست/وقتی رفت ببینم / اونم مث من از جاش تکون نخورده ... .... به خودم که اومدم نبود ... اما من هنوز رو صندلی نشسته بودم و به یه صندلی خالی زل زده بودم ...
دوست دارد كه افكار و عواطفش در يكديگر جذب شوند و تركيب كاملي را به وجود آورند . حاضر نيست هيچ امتيازي بدهد و يا هيچ سازشي را بپذيرد . ***
برآورده نشدن اميدها و آرزوها و ناتواني شخص در تصميمگيري درباره اقدام درماني لازم منجر به فشار روحي چشمگيري شده است .
احساس گسستگي و بدبختي ميكند زيرا به سختي ميتواند به درجه اساسي و لازم همكاري و توافق مطلوب خويش برسد . *
تفسير فيزيولوژي :اضطرابي كه در شخص وجود دارد ناشي از «مسك نفس» بيش از حد در تلاشش براي جلب توجه و احترام ديگران ميباشد .
تفسير روانشناسي : نياز ارضا نشدهاي به دوستي با كساني دارد كه معيارهاي آنان همچون معيارهاي او عالي است و در شأن و منزلتي مشابه او قرار دارند . اين وضعيت وي را در معرض فشار چشمگيري قرار ميدهد ولي با وجود اين كه به وي بها و ارزش نميدهند اما همچنان به عقايد خود پايبند ميماند . وضعيت خود را نامساعد ميبيند و مايل به خلاص شدن از آن است ولي حاضر نيست در عقايد خود كوتاه بيايد . قادر به حل وضع موجود نيست زيرا گرفتن تصميم لازم را پيوسته به تعويق مياندازد چرا كه نسبت به توانائي خود براي ايستادگي در برابر مخالفتها ترديد دارد . نيازمند احترام از جانب ديگران ، پيروي از آرزوهايش و احترام به عقايدش ( قبل از اينكه احساس آسايش و امنيت كند ) است .
به طور خلاصه : سرسخت و لجوج است ولي تقاضاي بينتيجه احترام از جانب ديگران را دارد . *
نياز شخص به جلب احترام ديگران نياز به فرصتي براي ايفاي يك نقش برجسته و كسب نام و شهرت براي خويش به صورت يك الزام در آمده است . واكنش او به اين صورت ظاهر ميشود كه اصرار دارد در كانون توجه قرار داشته باشد و حاضر به ايفاي يك نقش غير برجسته يا جزئي نيست . *
احساس ميكند كه شرايط نااميد كننده است . در برابر چيزهاي خلاف ميل خود قويا مقاومت ميكند. تلاش ميكند تا خود را در برابر هر چيزي كه امكان دارد سبب تحريك او شود يا احساس افسردگي او را شدت بخشد ، حفظ نمايد . ***
فعال ، اجتماعي و بيقرار است . از اين كه ميبيند حوادث در مسير دلخواه او با كندي روي ميدهند احساس ناكامي ميكند . اين حالت منجر به تحريك ، تغييرپذيري و نبودن پشتكار در موقعي است كه يك هدف معين را دنبال مينمايد .