به ساعت من، تو تمام قرارها را نیامده ای ... کدام نصف النهار را از قلم انداخته ام؟ ... قرار روزهای بی قراریام! کجای آسمان ببینمت؟ ... من از جست و جوی زمین خسته ام ... !/
ریسمان پاره را میتوان دوباره گره زد
دوباره دوام میآورد
اما هرچه باشد ریسمان پارهای است….
شاید ما دوباره همدیگر را دیدار کنیم
اما در آنجا که ترکم کردی
هرگز دوباره مرا نخواهی یافت ….!
گاهی وقت ها .... دلت می خواهد با یکی مهربان باشی ! دوستش بداری ... وَ برایش چای بریزی ، گاهی وقت ها .... دلت می خواهد یکی را صدا کنی ! بگویی : سلام ؛ می آیی قدم بزنیم !؟ می ایی بریم دیوونه بازی ؟ گاهی وقت ها .... دلت می خواهد یکی را ببینی ! گاهی وقت ها .... .. .. آدم چه چیزهایِ ساده ای را ندارد ..!!!!!