نیامدنت را به فال نیک می گیرم
از کجا معلوم که می آمدی و خنده هایتشبیه خنده های نامردان نشده بود؟از کجا که می آمدی و دست هایت
به جای بوی نوازش من در خواب
بوی اسکلت هایی که هنوز نمرده اند نمی داد؟
به نیامدنت ادامه بده شبی که رفتی
حسابی ماه بودی
از کجا که شبی که خدایی نکرده برمی گردی
ماه را زیر قدم های تند هوس آلودت
شکنجه نکرده باشی؟شاعر: مهدیه لطیفی
وقتی هیچکس حواس شباتونیست
کفشهای همراهی را پا به پابپوش
کسی حواسش نیست . . . .
میتوانی بامترسکها همسفرشوی
میتوانی پرقاصدک شوی
یا که برای دل غمگرفتهات
جلوی آینه شکلک در آوری
کسی حواسش به تو نیست
به ابر آسمون التماس بارون نکن
واشگهایت را بیصدا
میان لبخندی نفرت وار
آروم فرو بریز
کسی حواسش به تو نیست
پشت ابر سکوت پنهان نشو
آرام باش روی شانه هایم
هیچ اعتباری به یاد ها نیست
وقتی هیچکس حواسش به تو نیست
وقتی هیچکس حواسش به تو نیست
92/1/18
درمیان جنگل دود وصدا
خاتون تنهایی ام آرام بخواب
سربروی شانه های مهربان
محرم جان وتنم آرام بخواب
سرزمین دیو وجن است وپلید
روزگارما روزاز گاه مار ها
گرگ و میش هردو به هم مانند وما
این میان سرگشته از ناباوری آرام بخواب
11/5/90
#دیدگاه بسته ینی من ازخودم مینویسم ازخودم و همه دنیا دورم.... دیدگاه بسته ینی سکوت...............رکورد میزنیم تااخرش..............بازشدنی درکارنیس............. @آقـا اَمـیـن