ساعت از سپیده دم
گذشته است
تو نباشی
شعرهایم را کسی نخواهد خواند
تمام تنم آغشته به توست
به حرفهایت می اندیشم
شکل یک “بهانه”
بر سرم آوار شد
و بحران دیگر نداشتنت
هم درد خانه ام شده است
همه جا از من می پرسند
از علت ضرب انگشتهای من
بر فرمان ماشین
از اینکه
چرا دارم از سیگار تعریف می کنم
از حرف نزدنم
انگار بدون لب زندگی می کنم
و تمام من آرام آرام
شبیه جای پای تو شد
کاش می شد
این همه تقصیر نداشتم
زخم های آن شب را
با یاس کوچه اتان بستم
چند بسته سیگار
کنار قرصهای آرام بخش گذاشتم
می دانم این زخم ها
همیشه طاق باز خواهند خوابید
نمی دانم
آمدنت عاشقم کرد یا با رفتنت
عاشق ماندم
می شود دوباره از اول بیایی
که این بار نبینمت
تا همیشه
سراغت را از فرشتگان بگیرم
تا تلخ ترین شعرم را
برای خدا زمزمه نکنم
می شود بگویم
کاش هرگز تو را نمی دیدم
آن وقت نه این همه
بغض در گلویم لانه می کرد
نه غرور زادو ولد می کرد
نه مشتی شعر می ماند
نه دیگر کسی
“مرده”
ورودی های 92 خواهشا توجه کنن: چندتا نکته رو باید بدونید! 1- یونی مدرسه نیست از روز اول بدون تاخیر پاشی بیای! هفته اول و دوم تق و لقه! 2- روز ثبت نام با مامانتون نرید! 3- موبایلتون سرکلاس سایلنت باشه چون همه خوابن بیدار میشن! 4- نمره 10 برادر بیسته! واسه نمره خودتونو حرص ندید! 5- تو چمن که میشینید چمنو میکنید حداقل نخوریدش! 6- استاد ها به عمه و روح اعتقاد ندارند !! 7- صندلی که جلسه اول میشیند روش دلیل نمیشه هر هفته رو همون بشینید جاهای دیگه هم هست!