عاشقانه های من،
حاصل حادثه هایی است،
که فاصله ها را پر می کند...
من انگار گاهی دوست دارم،
شاعر بی نظمی باشم،
که در آخرین فرصت دیدن تو،
شعرهایش را جا می گذارد...
.
شعرهایش را جا گذاشته بود،
برای همین بود که می گفت،
امروز هوس کرده است برایت بداهه بگوید،
و گرنه،
تو خودت می دانی که
تو هیچ وقت مخاطب بداهه نمی شوی...
... . . . . . . . . .