دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

تــــرانه
تــــرانه

یعنی همینکه تو منو فرض کردی . . .!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

بر میگردم عقب میبینم : از دوران دانشگاه به بعد همیشه بین بهترین دوستام پسر هم بوده . یعنی لزومی نمیبینم بهترین ها همیشه هم جنس ِ آدم باشن ... امروز اینو فهمیدم وقتی یکیشون داشت از ته ِ دلش باهام درد و دل می کرد ... من این بهترین ها رو به راحتی از دست نمیدم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
ضس (210).jpg ✔کتــ☾ــے ...

@الهه چقد لبخندت باحالهنوشته هاتم دوس دارم.........

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

از زمانی که تو را با کلکی دزدیدند /// متنفر شده ام از همه دختر ها ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Aಊ¡R   ձ  ŦÁŃĦÁ  #  ☹
9nckvcrujc3n9x5qry.png Aಊ¡R ձ ŦÁŃĦÁ # ☹

اینجا بهار وجودت .. به اندازه روزهای سرگردانی و غریبی دوستان است /// کافی است جا باز کنند و آشنا شوند .. دیگر فراموش میشوی /// به همین سادگی .. کاش سیاه و سفید میماندم .. که اینطور رنگ بی اعتنائی ام نزنند .. من سیاه و او سپید .. اما دوست میماندیم .. نه دوری و دوستی ! "چرک نوشته ی احساس"

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔کتــ☾ــے  ...
Colorfull_Night_by_darkmello.jpg ✔کتــ☾ــے ...

@رضـــی هنوزم حرفا گوش نمیدی.......دنیای مجازی پراز نظره دنیایی که دروغ راحته توش........هنوزم بادلت فک میکنی..........بهت گفتم منم اگه به دلم بود میرفتم........این جدیده رضوانم.ادمایی که ازشون بد حرف میزنن من رفتم سمتشون چون بدی ندیدم توهم تجدیدنظر کن روی اونایی که حساب باز کردی روشون....بعضیا واقعا حرفتو متوجه نمیشن چراانقدر بهشون میخوای بفهمونی ........

این ارسال را بازنشر کرده است.
ال ناز
ال ناز

قبلنا شاملو که می رفتم یکی بود,عمو علی صداش می کردن...یه موجود یه متری که شناسنامش بوی میدون راه آهن میداد/موهاش از دندوناش سفید تر بود/چشاش نور نمی فهمید اونقدر که وقتی می خواست شاملو بخونه نوشته هارو به عینکش می چسبوند و می خوند...,از اون آدمای دنیا دیده بود,اما هیچکس و نصیحت نمی کرد.../همیشه می خندید فقط,بدون حساب کردن داشته هاش و نداشته هاش.../گاهی وقتام خیره میشد به چنتا قبر اونطرف ترو سیگار به سیگار خنده هاشو دود می کرد و زیر لب آروم واسه خودش می خوند...(ادامش رو می تونید تو بلاگم بخونید)

این ارسال را بازنشر کرده است.
رضـــی
رضـــی

فقط کافی بود یه تلنگری از یکیتون بخورم ... حرفش ُ زدی و فهمیدم چی بوده و کارم کردم ... گفتی سکوت کن اینبار نشد ... شوما هم گفتین ولی بازم نشد ... دیگه واقعیش جلو چشمم چه برسه به مجازیش ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
amirhosein
amirhosein

@✔کتــ☾ــے ... دعایم گرچه گیرا نیست دعایت میکنم هر شب نمیدانم چه میخواهی از او خواهم برای تو هر آنچه در دلت خواهی....

این ارسال را بازنشر کرده است.
آيدا(فتنه خاندان!)
آيدا(فتنه خاندان!)

مَرد ها که هــیچ ! تمــام آدم ها ، سَــــر و تَه یک کَـرباسَــند ...

این ارسال را بازنشر کرده است.