عشق بازی در خیابان مطلقا ممنوع شد عابری این تابلو را دورمیدان دیده است یک چراغ قرمز از دیروز قرمز مانده است چشمکش را هیز چشمی خیره سر دزدیده است می روم از شهر این دل سنگهای کور دل یک نفر بر ریش ما دلریشها خندیده است...
رفتار عاشقانه ی زن را بايــد از دلتنگـيش فهميد از شـــوق و بی تابيـش برای ديدار از حس کودکانه اش برای آغــــــــوش از خجالتش براي بوسـه گرفتن زن بـی دليل بهانه نميگيرد شايد بهانه ی دستانِ گرمـت را دارد که دستانش را بگيری .....!