✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
مثل قدم زدن من رو برف ها...... مثل بی جوابی های تو به محبت.....مثل تمام خاطره های خوب گذشته......مثل من.....مثل تو........ مثل تیف تیف برف ها.....مثل جاده ی خلوت دم صبح......مثل فریاد پارویی تو اول صبح.... مثل من، مثل تو........ مثل شدن های گذشته.....مثل نشد های نیامده..... مثل دیروز بودن...مثل امروز برفی.....مثل فردای غمگین.....و مثل من.....مثل تو......م مثل تمام خنده های دیروز مثل اشک های امروز مثل نبود های فردا.....و باز هم مثل من......مثل من............ ((چقدر دلتنگم به یاد بودهای پر خاطره))....
✔کتــ☾ــے ...
تهوع امیزترین ..حرفا همیشه ازادمایی شنیده میشه که هم بچن هم اینکه زیادی میحرفن.....بدترین حس دنیا هم رازداری.....عاقلانه ترین کارم رفتن و سکوته....مخصوصا دربرابر ادمای زبون نفهم هستن....بدبودن راحت خوب بودن سخت...دوستی ادما تاریخ مصرف نداره...اما وقتی بوی گند بدن میزاریشون کنار...اینه رمز بودن
✔کتــ☾ــے ...
پاورچین پاورچین بیا ودکمه ی عقب گرد دنیارا بزن انقدر ٠٠٠ که شیطان دست خالی برگردد سیبها روی درخت گندیده شوند قابیل این بار حتماً مرده به دنیا می آید
✔کتــ☾ــے ...
گلها را آب داده ام
کبوتر ها را دانه
تنها
لولای در را
رو غن نزدم
وقتی بیایی
جیر جیر کند
ومن از کسالت هزار ساله ی آدم بیدارشوم
...
✔کتــ☾ــے ...
زنم از مردی واقعی...فقط.............................................اخ یادها رادوست ندارم.
✔کتــ☾ــے ...
من گریه نمی کنم! فقط چشمانم خجالتیست....به وقت دیدنت عرق می کنند.....
✔کتــ☾ــے ...
به دریا رسیدن کار آسانی نیست به شدت می درند مرغان ماهیخوار ماهیان سیاه کوچک را اصلاً ماهی سیاه کوچک بودن جرم است .........
✔کتــ☾ــے ...
شاید حواسش پرت شود وشل ببندد در یکی از قفس هارا شاید شاید این را مینا به من گفت که هنوز ار درنا های مهاجر دلگیر است ....
✔کتــ☾ــے ...
دلم پر است از اقیانوس منجمد قلبت واینکه شناگر ماهری نیستم دل تنگی بهانه خوبی است سراغم را از رودخانه که بگیری تخته سنگها به تو خواهند گفت دل کداممان نازک تر است من یا تو ؟ واین "یا " هیچ وقت عطفی نخواهد شد.....
✔کتــ☾ــے ...
اعتراض کنی پر از سنگ می کنم جیبهایم را وطرف رودخانه را می گیرم دلم پر است......
✔کتــ☾ــے ...
باید بروم چمدانم باد کرده اتوبوس شعری زنانه است پیاده می شوم مردان استعاره های خوبی بلدند من را به ماه وگیسوانم را .... نه !اشتباه نکن رودابه نمی شوم این کلاه زیادی به سرمن گشاد است ......
✔کتــ☾ــے ...
با دود سیگار آنقدر ابر سیاه درست کنی که توی ایستگاه اتوبوس فراموشت کنم فراموشی یک لحظه اتفاق نمی افتد ذره ذره تصعیدم می کند.....