@آناهیتا#انا رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينکه به نفر اول جايزه ميدن. انا يوخده فکر ميکنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!
@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ زن محمد بهش میگه: اگه من ازت جدا شم چي ميشه؟ محمدحسین: ديوونه ميشم. زنش: نميري دوباره زن بگيري؟محمدحسین: والا به ديوونه اعتباري نيست !
@Jangal نیما سوار ماشین بود داشت رادیو پیام گوش میکرد رادیو : یه .......داره بزرگراه رو برعکس رانندگی میکنه ، نیما : آره والا احمقا یکی دو نفرم نیستن ، همه دارن بر عکس میان !!!
@تــــرانه بغلللللللللللللللللللللللللللحسرت دستها بالا بود ......هر کسی سهم خودش را طلبید سهم هر کس که رسید.........داغ تر از دل ما بود ولی نوبت من که رسید.....سهم من یخ زده بود ....سهم من چیست مگر؟ یک پاسخ....پاسخ یک حسرت!! سهم من کوچک بود......قد انگشتانم عمق آن وسعت داشت....وسعتی تا ته دلتنگیها شاید از وسعت آن بود ....که بی پاسخ ماند!!