✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
چشمانت همرنگ چشم های من بود و لبانت طعم لب های مرا داشت انگار مرا نفس کشیده بودی انگار تو را زیسته بودم...
✔کتــ☾ــے ...
مثل یک روحی ؛ رها از بند زندان و تنی! دور هم باشی اگر از من ٬ همیشه با منی تو همیشه بی خبر مهمان بغضم می شوی بی هوا از چشم های خسته ام سر می زنی..
✔کتــ☾ــے ...
شما یادتون نمیاد، قبل از برنامه کودک که ساعت پنج بعدازظهر شروع میشد، اول بیست دقیقه عکس یک گل رز بود با آهنگ باخ،،، بعد اسامی گمشدگان بود با عکساشون.. که وحشتی توی دلمون مینداخت که این بچها چه بلایی سرشون اومده؟؟ آخر برنامه هم نقاشیهای فرستاده شده بود که همّش رنگپریده بود و معلوم نبود چی کشیدند.
✔کتــ☾ــے ...
شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.
✔کتــ☾ــے ...
شما یادتون نمیاد البته منم یه چیزاییش یادم نمیاد
✔کتــ☾ــے ...
کمی این کلمه ها را نصیحت کن تا با من کنار بیایند بگو تازه شوند دوستت دارم ها دیگر فایده ای ندارند!
✔کتــ☾ــے ...
آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود .