دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اسم من چیست؟خدایا چه كنم یادم نیست! امشب آماده شدم تا چه كنم؟یادم نیست! من كه همسایه ی نزدیك شقایق بودم.پا شدم آمده ام اینجا چه كنم؟یادم نیست! من چرا از تو بریدم؟ و چرا برگشتم؟ وبنا شد كه دلم را چه كنم؟یادم نیست! من نشانی دل در به درم را زیبا از تو پرسیده ام.اما چه كنم؟یادم نیست! این نوشته غزل كیست كه من می خوانم؟اسم او چیست؟خدایا چه كنم یادم نیست!!....

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

غریب است دوست داشتن... و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتی میدانیم كسی با جان دل دوستمان دارد... و نفس ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده... به بازیش میگیریم هرچه او عاشقتر، ماسرخوشتر، هرچه او دل نازكتر، ما بی رحمتر! تقصیر از ما نیست! تمامی قصه های عاشقانه ،اینگونه به گوشمان خوانده شده اند! (دكتر علی شریعتی)

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

تو كجایی سهراب ؟آب را گل كردند چشم ها را بستند و چه با دل كردند... وای سهراب كجایی آخر؟... زخم ها بر دل عاشق كردند خون به چشمان شقایق كردند! تو كجایی سهراب؟...كه همین نزدیكی عشق را دار زدند، همه جا سایه ی دیوار زدن! وای سهراب دلم را كشتند!!!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

میروم اما بدان یك سنگ هم خواهد شكست.آنچنان كه تارو پود قلب من از هم گسست.میروم با زخم های مانده از یك سال سرد.آن همه برفی كه آشیانم را شكست. میروم اما نگو بی وفا بود و نماند. از هجوم سایه ها دیگر نگاهم خسته است ...!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

هیچ كس تنهاییم را حس نكرد بركه طوفانیم را حس نكرد او كه سامان غزل هایم از اوست بی سرو سامانیم را حس نكرد

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

خدایا با اینكه در تنها ترین تنهاییام تنها ترین تنها كسم تنهای تنهایم گذاشت تو به حق تنهاییت در تنها ترین تنهایاش تنهای تنهایش نزار! مثل آن مسجد بین راهی تنهایم.... هركس هم كه می آید مسافر است میشكند.... هم نمازش را ..... هم دلم را ..... و میرود..

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد ... خبری از دل پر درد گل یاس نداشت... باید اینطورنوشت هر گلی باشی چه شقایق , چه گل پیچک و یاس, زندگی اجباری است!!!!!!! زندگی در گرو خاطره هاست!!!!!!!! خاطره در گرو فاصله هاست!!!!! فاصله تلخ ترین خاطره هاست!!!!!!!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

مهربانی را بیاموزیم فرصت آئینه ها در پشت در مانده است روشنی را می شود در خانه مهمان کرد می شود در عصر آهن آشناتر شد سایبان از بید مجنون ، روشنی از عشق می شود جشنی فراهم کرد می شود در معنی یک گل شناور شد مهربانی را بیاموزیم موسم نیلوفران در پشت در مانده است موسم نیلوفران یعنی که باران هست یعنی یک نفر آبیست موسم نیلوفران یعنی یک نفر می آید از آنسوی دلتنگی می شود برخاست در باران دست در دست نجیب مهربانی می شود در کوچه های شهر جاری شد دست هایی خسته پیچیده با حسرت چشم هایی مانده با دیوار رویاروی چشم ها را می شود پرسید یک نفر تنهاست یک نفر با آفتاب و آسمان تنهاست در زمین زندگانی آسمان را می شود پاشید می شود از چشم هایش... چشم ها را می شود آموخت می شود برخاست می شود از چارچوب کوچک یک میز بیرون شد می شود دل را فراهم کرد می شود روشن تر از اینجا و اکنون شد جای من خالیست جای من در عشق جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار جای من در شوق تابستانی آن چشم جای من در طعم لحنی که از دریا سخن می گفت جای من در گرمی دستانی که با خورشید نسبت داشت جای من خالیست من کجا گم کرده ام آهنگ باران را؟...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره انتخابم میکنه ، پولشو اما نداره یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه اون یکی مداد برای آب و بابا نداره یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره یه نفر تولدش مهمونیه ، همه میان یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره یک هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش یکی داره می میره ، خرج مداوا نداره یکی انشاشو می ده توی خونه صحیح کنن یکی از بر شده درد و ، دیگه انشاء نداره یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی یکی بعد عمری رنج و زحمت امضاء نداره تو کلاس صحبت چیزی می شه که همه دارن یکی می پرسه آخه چرا مال ما نداره یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا یکی انقد دیده که میل تماشا نداره یکی از واحدای بالای برجشون می گه یکی اما خونه شون اتاق بالا نداره یکی جای خاله باز

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه یکی از بس که نخورده شب و روز نا نداره یکی از بس شومینه گرمه می افته از نفس یکی هم برای گرمای دستاش ها نداره دخترک می گه خدا چرا ما ..... مادرش می گه عوضش دخترکم ، او خونه لیلا نداره یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره یکی آزمایش نوشتن واسش ، اما نمی ره می گه نزدیکیای ما آزمایشگاه نداره بچه ای که تو چراغ قرمزا می فروشه گل و مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤیا نداره یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره راستی اسمو واسه لمس بهتر قصه می گم ملیکا چه چیزایی داره که رعنا نداره ؟ بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره یه چیزایی داره توش که توی دنیا نداره همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره خدا به هر کسی هر چیزی دلش می خواد بده همه چی دست اونه ، ربطی به شعرا نداره آدما از یه جا اومدن ، همه می رن یه جا اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت با نمی شه

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به بادها می داد و دستهای سپیدش را به آب می بخشید دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم می سوخت و مهربانی را نثار من می کرد دلم برای کسی تنگ است که تا شمال ترین شمال با من رفت و در جنوب ترین جنوب با من بود کسی که بی من ماند کسی که با من نیست کسی که . . . - دگر کافی ست.

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

تمام سال من بیتو پر از سوز زمستونه صدای خنده رو هیچکس نمیشنوه از این خونه تو رفتی و نگاه من یه دریا درد و غم داره یکی انگار توی سینم گل یأس داره میکاره بیتو قلب جهنم هم مثل خونه واسم سرده با اون حالی که تو رفتی محاله بازی برگرده دارم یخ میزنم بیتو تا فرصت هست آخه برگرد تو این سرمای تنهایی نمیشه حفظ ظاهر کرد جای خالیه تو داره همه دنیامو می گیره بیتو آسونترین کارا واسم سخت و نفس گیره بیتو هم صحبت شبهام همین چهار دونه دیواره بیتو این سقف هم سقف نیست ازش دلتنگی می باره

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

بی من ازشبای توکی میگذره

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

این خطوط پشت هم سوار این حروف پشت هم قطار این سطر سطر بی قرار شعر نیست دردنامه ی من است دردنامه ی مرا ببین درد نامه ی مرا بخوان درد من پشت واژه ها رهاست درد من پیش نقطه ها اسیر من که این نگاه خیره ام شعرهای نصفه نیمه ام درد می کند این نگاه خیره را این سکوت تیره را این دل نحیف و داغدیده را ببین که روی لحظه های حسرتم چه عاجزانه درد می کشد. من تمام تار و پود خسته ام حرفهای دست و پا شکسته ام درد می کند

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

من نگاه تو را شعر می کنم و تو شعر مرا نگاه می کنی بازی عجیبی ست شعر نگاه تو روی قافیه های دلم می نشیند و زبانم این دیوانگی را می سراید تو را به این نگاه عاشقانه قسم به این تپش پر اضطراب که بر جانم می کوبد به این امید که در قلبم جوانه می زند تو را به تمامی عشق قسم شعر چشمانت را از من مگیر من با نگاه تو شاعر شدم