مهدیس
دل من دیر زمانی است که می پندارد .. "دوستی " نیز گلی است ، مثل نيلوفر و ناز ، ساقه ترد ظريفی دارد ... بی گمان سنگدل است آنكه روا می دارد.. جان اين ساقه نازك را - دانسته- بيازارد !
مهدیس
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت .... خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد...
مهدیس
كردارتان چرخ تقديرتان را به كار مي اندازد !
مهدیس
نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی ، به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی ، نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی ، به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی ، نمی بخشمت به خاطر زخمی که بر وجودم نشاندی ، به خاطر نمکی که بر زخمم گذاردی..
مهدیس
چه مهربون بودی وقتی دروغ می گفتی .. !
مهدیس
روزت از روز دگر خوش تر و نیکوتر باد .. که شد امروز من از وعده فردای تو خوش !
مهدیس
چی میشه بعضی آدما از تخریب همدیگه لذت می برن !!