## بسم اسم الله الرحمن الرحیم ## فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿10﴾ در دلهايشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به [سزاى] آنچه به دروغ مى گفتند عذابى دردناك [در پيش] خواهند داشت (۱۰) سوره بقره جز 1
زبان ِ حال ِ حضرت مسلم:از حالِ زار نامه برت حرف می زنند../..از این سفیر دربه درت حرف می زنند../..در مسجدی که عطر علی می وزد از آن../..از بی نمازی پدرت حرف می زنند../..نیزه فروش هایِ نظرتنگ ِ چشم شور../..ازقد وقامت پسرت حرف می زنند../..کار از بهای گندم ری هم گذشته است../..ازقیمتِ سر قمرت حرف می زنند../..دیدم کنیزهای دم بخت ِ بی جحاز../..از دختران در سفرت حرف می زنند../..دیدم که درمحله ی خورجین فروش ها../..خولی و شمر پشت سرت حرف می زنند../..وحید قاسمی .....
گیریم که اینجا(فضای ِ مجازی)تونِستیم کپی-پیست کنیم...تو دنیای ِ واقعی می خوایم چیکار کنیم؟ ... با زندگی هامون،با آرزوهامون،با خواسته هامون،با احساسمون و ...
هیوا هم اسم پسره هم دختر
معانی کردی:امید ،آرمان،آرزو
معنی ترکی:میوه ی به
معنی فارسی هم داره یچیزی شبیه شراره های آتش ولی درست یادم نیست
فک کن من و ممد خلوت کنیم دمپایی کجاست
می خواهم دیوار های فاصله را کنار بزنم چرا که به این ایمان و باور رسیده ام که هیچ کس
جز تو فریاد رسم نیست
و نزدیکتر از تو به من وجود ندارد پس جوانه های یادت را
با اشک ندامت چشمانم
دوباره شکوفا میکنم
امید که پذیرا باشی
این #پُست رو دیدم ... جالب بود : قبول دارین؟ #قد زن اونقدر باید کوتاه تر از #مرد باشه که وقتی بهش تکیه میکنه ناخودآگاه #گوشش بره رو قلبش و صدای گُوپ گوپِ قلبِ مردش رو بشنوه و انرژی بگیره ...
کوتاهی و بلندی قد مرد و زن سلیقه س اون چیزی ک حس اعتماد رو ب خودش جلب می کنه عمل قاطع در راستای حرف هایی ک بین دو طرف رد و بدل میشه. ب هر حال هر کسی یه نوع جهان بینی داره و من از بیخ وبن با اون پست مخالفم. خیلیا نظر منو دارن خیلیا با شما موافقن
(امشب چیزی دیدم که خود گویا همه چیز بود . . .) حجب و حیا داره از بین میره ، دختر و پسر هم نداره!
ابتدا لازم میدانم که بگویم روی وسخن بنده (فرد-شخص-جمع-جماعت-مخاطب خاص یا هر چیز دیگر که در اینجا باب است) نیست.فقط جهت یاد آوریست . . .
شرم و حيا، فقط به بشر اختصاص دارد و هيچ يك از حيوانات آن را ندارند پس گرچه جوهره و ماهيت حيا، بازدارندگى از ارتكاب اعمال زشت است اما اين بازدارندگى، انجام اعمال نيك را نيز در پى خواهد داشت. پس حيا، هم نقش بازدارندگى و پيشگيرى از گناه دارد و هم عامل تحريك كننده انسان به سوى خوبىها محسوب مىشود. آیا چیز دیگر به غیر شرم و حياست كه نقش پيشگيرى و هدايت جامعه و كنترل و بهينهسازى روابط را دارد!؟
آیا این محیط جای همچین بحث ها و به اصطلاح آموزش مسائل زناشویی است!؟
آیا ان همه لایک و دیگاه نشانه این بود که هیچکدام از مسائل زناشویی بی اطلاع بودن!؟
آیا طرح این موضوع و بیان آن رابطه مستقیمی با جنبه و شخصیت انسان ها دارد!؟
این همه کتاب در این زمینه وجود دارد به خودتان زحمت نمیدهید مطالعه کنید!؟ و این موضوع را به همچین مکانی که انواع ادمها با سن های متفاوت وجود دارد میکشانید!!
به راستی جامعه ی که هر روز از دم از فقر و فحشای آن میزنید؛شما جزئی از ان نیستید؟ ایا برای بهبود ی آن حد اقل کار که داشتن حجب و حیا هست را رعایت میکنید!؟
امیدوارم کسی از حرفای بنده ناراحت نشده باشد . . . خدا همه ی ما را به راه راست هدایت فرماید.
والسلام .
در آستانه ماه محرم و به همت موسسه قدیم الاحسان جلسه ای با حضور میانداران هیئات حسینی شهر تهران برگزار شد .
خبرنگار وارث: در آستانه ماه محرم (پیش از عید سعید غدیر) و به همت موسسه قدیم الاحسان جلسه ای با حضور میانداران هیئات حسینی شهر تهران برگزار شد .
بنابراین گزارش، جلسه از حدود ساعت 3 بعد از ظهر با مداحی مداح اهل بیت جناب آقای فاطمی ، شروع شد . از افراد حاضر در این جلسه می توان از پسر حاج اکبر ناظم ، نام برد .که در آخر جلسه از ایشان توسط حاج منصور قدردانی شد .
استاد حاج منصور ارضی صحبت های خود را اینگونه شروع کرد ، فردی به حضرت صادق علیه السلام گفت ؛ شما را خیلی دوست دارم ولی نمی دانم چرا امام حسین علیه السلام را طور دیگر دوست دارم . که حضرت صادق علیه السلام در جواب به آن فرد می گوید خود ما هم همین طور هستیم . سال هاست که دشمنان به دنبال اختلاف افکنی در بین هیئات هستند که نتیجه اختلاف ها ، کینه بین هیئتی هاست .ان شاء الله با این جلسه و جلسات بعدی که اگر خدا بخواهد به طور کاملتری برگزار شود ، این مشکلات نیز حل گردد.
استاد ارضی در ادامه صحبت هایش اشاره ای به کتاب " ای اهل حرم" کرد. ( این کتاب مجموعه ای از دو دمه های شعراء مختلف مخصوص میانداران هئیت ها می باشد که در مقدمه ی آن توصیه هایی از حاج منصور ارضی نیز چاپ شده است)
در این جلسه استاد حاج منصور ارضی توصیه هایی به ناظمین هیئات داشت که در ادامه بخشی از آن را می خوانیم :
_ ناظم جلسه با مداح کاملا هماهنگ باشد، و هر دو بدانند که در وسط جلسه چه می خواهند انجام دهند.
_ برای رفع به هم ریختگی در سینه زنی و منظم کردن جلسه، ناظم "مظلوم” می کشد. باید دقت شود که فقط "مظلوم حسین" باشد و خط گم نشود.
_ شور در سینه زنی باید باشد. اما اندازه دارد. گاهی در برخی هیئات دیده می شود که سینه زنی فقط می شود شور، این درست نیست.
_ صدای ناظم باید آنقدر بالا باشد (البته به کمک خدا) که صدایش به تمام جلسه برسد. صدایی با قدرت و کشیده داشته باشد. "مظلوم کشیدن" اعلام یک حرکت جدید در سینه زنی است، که همه باید متوجه آن بشوند.
_ میاندار باید طوری بایستد که تمام جلسه و مداح را زیر نظر داشته باشد. به قول قدیمی ها ناظم باید پشت سرش هم چشم داشته باشد. و حواسش به همه چی باشد.
_ ناظم باید تمام دو دمه ها را حفظ باشد.
_ باید فرهنگ شهر را با حسین حسین
_ ناظم بد اخلاق را مردم نمی پسندند.
_ بهتر است جلسات با نماز شروع شود یا با نماز تمام شود. که این ها تماما بر عهده ناظم جلسه است.
در آخر جلسه حاج منصور با ذکر مصیبتی از اباعبدالله علیه السلام و همچنین تقدیر و تشکر از فرزند حاج اکبر ناظم که در جلسه حضور داشت و آقای جواد حیدری مدیر مجموعه قدیم الاحسان، جلسه را پایان داد.
نچه می خوانید گفتگوی پایگاه اطلاع رسانی هیأت رزمندگان اسلام با حاج منصور ارضی در آستانه ماه محرم و اقامه عزای حسینی است.
سؤال خیلی از مداحان جوان و عزیزانی که تازه قدم در عرصه مداحی اهل بیت(ع) گذاشتند این است: چه کنیم که یک مداح مخلص شویم تا امام حسین(ع) به ما نظری کند؟
بحث اخلاص در روایات ما زیاد آمده در تعقیبات نماز مغرب داریم "و الاخلاص فی عملی" اخلاص در ذکر، اخلاص در راه رفتن و... یعنی همه چیز با اخلاص باید باشد. مخالف خود نمایی است، مخالف ریاست است، راه رسیدن به آن تمرین است. کجا ریا می شود کجا نمی شود. در خواندن، حدود برای خود قرار دهید. حالا چون مجلس گرفت دو خط دیگر بخوانم، این کارها به مرور ممکن است خدای نکرده اخلاص را در نوکری شما کمرنگ کند. اگر گفته اید دو خط، ادامه پیدا کند و بیشتر شود آن خواندن ریاست. غفلت، اخلاص را به زمین می زند. توسل در خلوت، این اخلاص را نگه می دارد. زمینه اخلاص، نیت صادقانه است. که یکی از ارکان بندگی است. اخلاص با شک هم مخالف است. طرف شک می کند که حالا من این کاری را که کردم آیا اخلاص بود یا ریا؟ باید ببیند در درونش چه اتفاقی می افتد، برنده است یا بازنده، برای خودش می خواند یا مردم ویا اهل بیت(ع).
بعضی از مداحان بهترین روضه ها را قرائت می کنند ولی مستمع آن حال معنوی را نمی گیرد. چطور باید یک مداح دارای سوز صدا و نوای خدایی و صاحب نفس شود؟
اخلاص، توجه به عبادت که دستور اهل بیت(ع) است. چه واجب و چه مستحب. مداح باید به عبارات و نکاتی که اهل بیت گفتند برای رشد یک انسان مومن توجه کند. آدم هر چه با اخلاص تر بشود و هر چه به دستورات دین توجه کند این موثرتر است. تأثیر کلامش بیشتر می شود. شاید به هر کسی این تأثیر کلام را ندهند:
بعضی از مداحان بهترین روضه ها را قرائت می کنند ولی مستمع آن حال معنوی را نمی گیرد. چطور باید یک مداح دارای سوز صدا و نوای خدایی و صاحب نفس شود؟
اخلاص، توجه به عبادت که دستور اهل بیت(ع) است. چه واجب و چه مستحب. مداح باید به عبارات و نکاتی که اهل بیت گفتند برای رشد یک انسان مومن توجه کند. آدم هر چه با اخلاص تر بشود و هر چه به دستورات دین توجه کند این موثرتر است. تأثیر کلامش بیشتر می شود. شاید به هر کسی این تأثیر کلام را ندهند:
صفای اهل سحر را به هر کسی ندهند
نگاه نیک نظر را به هر کسی ندهند
تو بی هنرکه به خواب و خیال دل بستی
معطلی که هنر را به هرکسی ندهند
توجه به موقعیت ها و وقت ها شود. خود مداح آماده باشد. اولین آمادگی این است که آن مصیبت را قبول داشته باشد نه فقط ارائه طریق بدهد. چون ارائه طریق همه می دهند. همصحبتی با آدمی که آلوده است اثرگذار است. موضوع دیگر آنکه در خلوت، خودش را بدبخت تر و بیچاره تر از همه بداند، این هم اثرگذار است، حدیث نفس در خلوت استغفار است. مثلاً در مجلس هست ولی یک استغفار در خلوت انجام می دهد. استغفار به سرعت اثر می گذارد. مقلب القلوب، غفارالذنوب، این ها سرچشمه فیض هستند. مظهر ستارالعیوبی اند. تأثیر کلام را هم از خودشان بخواهیم. خودمان را در اختیار ایشان می بینیم. لذا یکی از خصلت های «حاج آقا آرام» این بود که می گفت من مدت ها گریه می کنم تا این شعر را می نویسم.
زهد و بی رغبتی به دنیا در وجود یک مداح اهل بیت علیهم السلام چگونه باید نمو داشته باشد؟
زهد از بهترین مقامات نوکری است که فرد در یک مجلس عالی از خود بگذرد، اگر گذشت نتیجه می گیرد، زهد به این است که یک وقت باید بخوانی زهد را بیاوری ظاهر کنی تا مردم درس بگیرند یک وقت در باطن باید از خود بگذری از حقت بگذری. زهد در نوکری باعث تأثیر کلام می شود یعنی ساده ترین شعرها را می خواند ولی در روضه موثر می شود تأثیر کلام می گذارد و طرف اصلاً حالش عوض می شود. مثلاً من می خواهم بروم بالای منبر با نفسم یک عده دروغگو یا غیبت کننده را که اصلاً توجه و شناختی به ارکان و حدود دینی ندارند را متحول کنم. من خواننده باید یک زهد قوی داشته باشم. درون من هر دو تا حالت هم توسل با سین و هم توصل با صاد اینقدر باید قوی باشد که آنان که خدای نکرده گناه کرده اند یا به گناه افتاده اند تکان بخورند.
در میان خوانندگان برخی ها را داریم که اینطوری فکر می کنند، می گویند ما کاری نداریم ما شعرمان را می خوانیم و می رویم می خواهند گریه کنند یا نکنند ما پولمان را می گیریم و می رویم، این آمده داد و ستد کند. به کمک دین نیامده است. این تاجر به جای اینکه نوکر و عالم و زاهد باشد، این اصلاً تجارت منظورش بوده است، منتها این راه را یاد گرفته راحت تر تجارت بکند، ولی نمی داند بن بست هم دارد. این زهد وقتی خرد می شود در نوکری، می بینی که وقتی یک جا دارند می خوانند این کوتاه ترش را می خواند که بازار آنها بگیرد، می آید می نشیند منبر، کوچکترین آدمی که مثلاً دارد می خواند گوش می دهد و گریه می کند، می گوید اگر بنا به استفاده است خودم استفاده کنم، نمی گوید حالا خوب بگذار این بخواند بعد من روی دستش می خوانم. این زهد ندارد که اینجوری فکر می کند یا می افتد به وادی کشتی گرفتن خیلی ها این وسط به کشتی می افتند و سیر عملی شان و اخلاصشان خراب می شود.
نوکر اهل بیت(ع) از جوانی خودش باید گریه کن باشد که این گریه معرفت می آورد و نمی گذارد که هر طور و با هر سبک و آهنگی برای امام حسین(ع) بخواند. عوارض و معضلاتی که در هیأت ها هست متأسفانه اکثراً از مداحان شروع می شود. چرا باید در دعای کمیل می گوئیم" اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا". باید این جمله دعای شب و روز ما باشد. خدا به موسی(ع) می فرماید من تو را دوست دارم چون مثل بچه ها گریه می کنی. مداحی که گریه ندارد چرا آمده مداحی شود؟! اصلاً جای تعجب دارد.
دیگر این است که مداح خواسته یا ناخواسته نباید موجب خوار کردن مداح دیگری شود. مثلاً گاهی شما را دعوت می کنند به هیأتی که مداح دیگری را که آنجا نوکری می کند خوار و خفیفش کنند. اینجا تو باید بازنده باشی تا آبروی یک نوکر دیگر را حفظ کنی. خدا رحمت کند شهید غلامعلی رجبی را این حرف مال ایشان است، می گفت: وقتی بین مداح ها کُشتی میشه تو بازنده باش و برو.
نکته بعدی این است گاهی اوقات معضلاتی پیش می آید که پای دین وسط می آید. امیرالمومنین(ع) چه کرد؟ حکومت را رها کرد و خانه نشینی اختیار کرد. اگر چنین مشکلاتی خدای نکرده در هیأت ها پیش آمد نوکر هم باید مبارزه کند. چون این هیأت ها تضمین کننده انقلاب است. هیأتی که از نظر فکری سیاسی و عقیدتی به خط فکری مداح نمی خورد بر او واجب است که آن هیأت را رها کند. اگر انتقادی به عملکردها دارند حرفی نیست ولی اگر اساس خط فکرشان ضد انقلاب و بی توجهی به رهبری است نباید در آن هیأت بمانیم.
چند سال دارید و محل تولد شما کجاست؟
در مورد سن باید عرض کنم که آنچه خرج خدا و اهل بیت شده باشد آن عمر واقعی است، ولی سن دنیایی حدود ۶۰ سال. محل تولد من تهران است، در یکی از محله های خانی آباد که اسم جدیدش تختی است. تقریباً همسایه مرحوم تختی بودیم.
با تيشه ی خيال تراشيده ام تو را / در هر بتی كه ساخته ام ديده ام تو را / از آسمان به دامنم افتاده آفتاب؟ / يا چون گل از بهشت خدا چيده ام تو را؟ ... !/ [زنده یاد قیصر امین پور / روحش شاد]