#ساعتش را: بر امام حسین (ع) تنظیم نموده ام ، تا با یاد مصائب ایشان و حوادث عاشورایش تربیت پیدا کنم./// #دقیقه اش را: بر مهدی قائم (عج) تنظیم نموده ام تا دقایق عمرم بی یاد او نگذرد ؛شاید که روزی سربازش شوم.///// #ثانیه هایش را: گرد آن 12 مروارید میگردانم تا با نور آنان ظلمت خود را روشنایی بخشم ...
یرزن هر دوشنبه بعد از ظهر
منتظر بود در زدن ها را
دم در می نشست و با لبخند
جفت می کرد آمدن ها را
روضه خوان محله می آمد
میرزا با دوچرخه آهسته
مثل هر هفته باز خیلی دیر
مثل هر هفته سینه اش خسته
"ای شه تشنه لب سلام علیک"
ای شه تشنه لب...چه آوازی
زیر و بم های گوشه ء دشتی
شعرهای وصال شیرازی
می نشستیم گوشهء مجلس
با همان شور و اشتیاقی که...
چقدر خوب یاد من مانده
در و دیوار آن اتاقی که -
یک طرف جملهء"خوش آمده اید
به عزای حسین"بر دیوار
آن طرف عکس کعبه می گردد
دور تا دور این اتاق انگار
گوشه گوشه چه محشری برپاست
توی این خانهء چهل متری
گوش کن! دم گرفته با گریه
به سر و سینه می زند کتری
عطر پر رنگ چایی روضه
زیر و رو کرده خانهء اورا
چقدر ناگهان هوس کردم
طعم آن چای قند پهلو را
در ره منزل لیلی که خطر هاست در آن / شرط اول قدم آن است که مجنون باشی....نقطه عشق نمودم به تو هان،سهو مکن/ورنه چون بنگری از دایره بیرون باشی...عکسم واسه دل خودم گذاشتم...در پناه حق