@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... #میدانم ... به دست آوردن #دخترک#مغرور و یک دنده کار سختی بود اما ... من #درهای-قلبم را ... تنها برای #کسی که آنقدر مرا میخواهد که ... #هفت-خان-رستمم را رد کند ... باز میکردم ... و تو ... هزار سد را ... برای داشتن #قلبم در هم شکستی ... #ببخش که دست نیافتنی بودنم ... خاطر نازکت را آزرد ... اما بدان درهای قلبم ... بعد از تو ... به روی هیچ کس باز نخواهد شد ... #هیچ-کس ... "ارکیده" ... ❤ تولدت مبارک عزیزدل ارکیده ❤
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... امروز ... #محبتی را لمس کرده ام ... از #جنس قطره های #باران ... ساده ... بی ریا ... #زلال ... محبتی به گرمی دستهایی ... که تو را با تمام روحت ... در بر میگیرند ... "ارکیده"
هزار بار #دوست-داشتنی-تر میشوی وقتی ... نامم را مهربانتر از همیشه ... صدا میزنی و من ... #جانمی با تمام وجود ... نثارت خواهم کرد ... "ارکیده" #جانم ....
ما همه #قاضی هستیم ... #چادر که سر می کنیم حکم ِ مفسد فی الارض بودن همه مانتویی های شهر را می دهیم . #مانتویی که می شویم سر همه ی چادری ها را از دم ِ تیغ ِ #دگم و #اُمل بودن می گذرانیم ... ما همه ده ، دوازده واحد #قضاوت پاس کرده ایم ! آن هم دربهترین دانشگاه ِ تفکراتمان ... !
ما همیشه قضاوت می کنیم ... در هر جایگاه و با هر پست و مدرک و رشته تحصیلی و بالاخره هر طرز تفکری ! ما راحت حکم می دهیم و راحت متهم را به مسلخ می بریم ... ما دار می زنیم متهم را ...حتی اگر به اعدام و چوبه ی دار معتقد نباشیم و آن را مجازاتی غیرانسانی بدانیم! ما همه را از پشت عینکهای خود ساخته ی مکاتبمان ... آنجوری که دوست داریم می بینیم .ما روزی چند بار چندین نفر را راهی محکمه های ذهنی مان می کنیم ...
#خاطرات-خوب-کودکیم به یادم آورد ... آنقدر خاطرات خوب هست ... که خاطرات بدی که غروب جمعه ها به یادشان اشک میریزم ... تنها #بخش-کوچکی-از-خاطراتم هستند ... تنها بخش کوچکی ... "ارکیده"
#وقتی خواندن کتاب "#یادتونه ..." حجم زیادی از خاطرات خوب بچگی رو به یادت میاره ... #پاکن-های-جوهری که یه طرفش آبی بود و یه طرفش قرمز و ما چقدر ذوق داشتیم که پاکنی داریم که خودکارو پاک میکنه ... هرچند آخرش کاغذمون سوراخ میشد ... "ارکیده"