@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... یک روز #مجازی بود ... روزی که هنوز ... گرمی دستهایش را ... در دستهای یخ زده ام حس نکرده بودم... و شرم نگاهش را ... دیگر خطوط #مجازی پنهان نمیکرد ... آری روزی #مجازی بود ... اما این روزها ... سخت واقعی شده اند ... تمام محبت های مجازیش ... تمام نگرانی هایش ... همه و همه ... بوی نم دار واقعیت گرفته اند ... "ارکیده"
خواهش میکنم عزیزم ... ببخش دقت نکرده بودم به قانون ... قانون قشنگیه ... قبلا من یه گروه از شاعرها عضو بودم که هر نفر یک کلمه از شعرش رو لایت میکرد و نفر بعدی با اون کلمه شعر میگفت ... کار زیباییه
نــه یه بنز داشتن نه یه لباس برند نه چهارتا داف کنارشون... اینا فقط یه روح بزرگ و معرفتی داشتن که وقتی بهش فکر می کنی بغض گلوتو فشار میده... فدای خنده های شیرینو نگاه های معصومتون ما رو ببخشید اگه عکس یه دختر برهنه بود 2000 تا لایک میخورد ولی کسی حال نداره به شما نگاه کنه.... آخه میدونید؟؟؟! آدم ها زود فراموش می کنند.
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... #ماه-من ... به نیت دلت فال حافظ گرفتم ... چی بگم که این حافظ دوست داشتنی باز پشتت دراومده عزیزم ... شما مردها صدقرنم باهم فاصله داشته باشین باز تو یه تیمین! ... ஜ دوستت دارم ஜ ... قربون دل عاشق و پر دردت بشم ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... اتاقم #پنجره ای دارد ... به روی آسمان ... و خورشید با تمام وسعتش ... در روزنه ی کوچک شعرهایم جا میشود ... و من تمام وجودم را ... به بهای این پنجره ی دوست داشتنی روحم ... به آسمان داده ام ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... ماه سرخ من ... چند روزی ... ازین شهر بال میکشم به سوی #شهر-نور ... ببخش که تنها میروم اما ... من هزار یادگار نزدت جا گذاشته ام ... یادگار هایم را که به چشمهایت رنگ مرا میدهند ... ببوس به جای #چشمهای-من ... تا روزی که دوباره ... سبکبال در آغوشت گم شوم ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... #تورا-حس-میکنم ... از لابلای این دنیای مجازی ... و کاش این کلمات ساده نشان میدادند ... اوج احساس زلال مرا ... که پشت این خطوط گم میشوند ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... دستهایت را میگیرم ... غرق در بودنت ... در #سیال-عشقمان گم میشوم ... ثانیه ها را قتل عام خواهم کرد ... من ... کنار تو ... دنیایی شعرهایم را دارم ... همین کافی نیست نازنین من؟؟؟ ... "ارکیده"