mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند *** گر از آن یار سفر کرده پیامی داری
mahmoud
لاف غم عشق تو ذکر همه مردم ...............اما بنگر به دلها ، خوب است نمی آیی
mahmoud
در این شب سیاهم گمگشته را مقصود *** از گوشه ای برون آ ی ای کوکب هدایت
mahmoud
شمه ای از داستان عشق شور انگیز ماست *** این حکایت ها که از فرهاد وشیرین کرده اند
mahmoud
شیرین تر از آنی به شکر خنده که گویم *** ای خسرو خوبان که تو شیرین جهانی
mahmoud
در اندیشه چنان مستِ خرابم *** که دیگر می نیاید نیز خوابم
mahmoud
من آن پیرم که شیران را به بازی برنمیگیرم .......... تو آهووش چنان شوخی که با من میکنی بازی
mahmoud
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم *** لطف ها میکنی ای خاک درت تاج سرم
mahmoud
هنگام تنگ دستی در عیش کوش و مستی *** کاین کیمیای هستی قارون کند گدارا
mahmoud
تو را گم می کنم هر روز وپیدا می کنم هرشب *** بدین سان خواب ها را باتو زیبا می کنم هر شب
mahmoud
شعله ی خشم مرا کوچک و اندک مشمار *** شعله ی کوچکِ کبریت به آتش بکشد جنگلها
mahmoud
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست *** راه رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
mahmoud
نگاه ميكنم اما به گريه مي آيم *** به قاب عكس تو اي نوبهار زيبايم
mahmoud
تا حالا فقط شنيده بودم حرف حق تلخه ولي نه تا اين حـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد..... تاسف ميخورم به حالـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت