mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
رباید گوسفندی گرگ خونخوار در آویزد شبان با او به پیکار // کشد گرگ از یکی سو تا تواند ز دیگر سو شبان تا وارهاند
mahmoud
روز هجران و شب فرقت يار آخر شد // زدم اين فال و گذشت اختر و کار آخر شد
mahmoud
رسد نسیم گل پند محتشم به تو روزی // که سبزه است سر از اوراق یاسمین بدر آرد
mahmoud
راهيست راه عشق که هيچش کناره نيست // آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نيست
mahmoud
روزها فكر من اين است و همه شب سخنم // كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم
mahmoud
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی // که هنوز من نبودم،که تو در دلم نشستی
mahmoud
هواي خانه چه دلگير مي شود گاهي // از اين زمانه دلم سير ميشود گاهي
mahmoud
هواي ديده طوفاني، دلم درياي محنتها // گهي مي بارد اين ابر و گهي مي غرد اين دريا
mahmoud
تا خدا هست و خدایی می کند ..... یا علی مشکل گشایی می کند
mahmoud
شام تاریک غمش را گر سحر کردم چه سود؟ // کز پس آن نوبت روز سیاهم می رسد
mahmoud
یک عمر زیر پا لگد کردند او را // اکنون که میگیرند روی شانه، مرده است
mahmoud
ذره را سرگشتگی بینم صواب // زانک او را نیست تاب آفتاب