mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
ذره ذره ز آسیای آسمان افتــــاده ایم /// خورده آدم گندم وما از جنان افتاده ایم
mahmoud
سلام .....شب همه دنبالریا خوش
mahmoud
دگری جز تو مرا این همه آزار نکرد/جز تو کس در تظر خلق مرا خار نکرد
mahmoud
درد ما را نیست درمان الغیاث / هجر مارا نیست پایان الغیاث
mahmoud
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک/باور مکن کــ دست ز دامن بدارمت
mahmoud
دیشب گلهی زلفش با باد همیکردم / گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
mahmoud
هواي ديده طوفاني، دلم درياي محنتها /// گهي مي بارد اين ابر و گهي مي غرد اين دريا
mahmoud
مپرس کز هوس روی دوست خواجو را // دل شکسته برآن زلف پرشکن چه خوشست
mahmoud
تو کز سوز محبت بی نصیبی چاره ی خود کن/کــ من پروانه ام خود را بــ جایی می توانم زد
mahmoud
سکوتم از رضایت نیست ، دلم اهل شکایت نیست............
mahmoud
مریدی “تگری زنان” نزد شیخ برفت و گفت یا شیخ حالم دریاب که بغایت رسید. شیخ فرمود : مریدا تو را چه شده ؟ عرض کرد : مرادا ! چشمانم ز حدقه درآمده ، خون در کله ام جمع بشده ، جهان در پیش چشمانم تیره گشته و شاخی بر سرم سبز شده. شیخ فرمود : چیزی نیست ، یحتمل بعد از اخبار BBC ، اخبار بیست و سی بدیده ای. و مریدان نعره ها و فغان ها زدند.
mahmoud
حیرانم ازاین عجایب تودرتو***دگران را برق بگیرد مارا جرقه ی پتو!